الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

مقدمة المترجم 11

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

رسيدن به حق از راه دليل ، حجت و برهان قاطع به رغم مشكلات راه است . اين تمايل ايرانيان با وضوح تمام در عصر اوّل تاريخ اسلامى آنان نمايان است كه بسيارى از آنان به كسب علوم و معارف اسلامى ، و تفقّه در دين همت گماشتند . آنان براى نيل به اين مقصود از شهرهاى سرسبز و كوهستانى خود به بيابان بىآب و علف و سوزان عربستان مهاجرت كردند . آنان در جزيرة العرب در پى يافتن صحابه و تابعين ، و شاگردان آنان ، و شاگردان شاگردانشان ، و به منظور روايت حديث از آنان و كتابت و عمل به آن ، و به رغم مشكلات سفر و كمبود امكانات ، و عدم آشنايى با زبان و آداب و رسوم عرب ، و برخوردهاى زشت برخى از اعراب خشك كه بر اساس گرايشات نژادپرستى تربيت شده بودند و سياست طبقاتى خلفا كه بر ضدّ اصل عدالت اجتماعى اسلام است ، آن را در طول ساليان دراز در دلهايشان كاشته بود ؛ از شهرى به شهرى و از نقطه اى به نقطه اى ديگر رفتند . بدين ترتيب ، ايرانيان توانستند با دقّت و تعمّق در علوم اسلامى مطالعه كنند و در ميان عالمان اهل سنّت مقام صدارت يابند ، و در زمينه‌هاى مختلف فرهنگ اسلامى در جمع پيشتازان رهبرى باشند . ايرانيان را در شكوفايى نهضت فرهنگى اسلام در عصر عباسى نقشى بس بزرگ است . تمايلات صادقانهء ايرانيان در جستجوى حق و حقيقت در اختلافات مذهبىاى آشكار گشت كه در سال 710 ه . در دورهء حكومت اولجايتو در ايران فراگير شد . اولجايتو به سبب شدّت علاقه و دلبستگى به فلسفه ، علم كلام و ساير مباحث علوم دقيقه ، از متفكران بزرگ و سرشناس خاندان حكومتى مغول در ايران است . وى به آزادى انديشه و گرايش شديد به مطالعهء كتب علمى مذاهب و اديان آسمانى متّصف بود و به بحث و مناظره علاقه شديدى نشان مىداد . از همين طريق بود كه به اسلام هدايت شد و از مسيحيت دست برداشت . او با گرايش به مذهب حنفى ، با يك دختر مسلمان ازدواج كرد و خود را به « خدا بنده » ملقّب نمود . خدابنده دربارش را به روى دانشمندان و انديشمندان بزرگ مذاهب چهارگانه گشود و با آنان جلسات و شب نشينيهاى طولانى داشت و در بسيارى از مسائل عقيدتى ، كلامى ، فلسفى و فقهى با آنان مباحثه و مذاكره مىكرد . او عقيده داشت كه دين اسلام تمام مشكلات زندگى را با نهايت دقت و حكمت حل مىكند . به همين علت در مسائل مستحدثهء زندگى و مشكلات لا ينحل آن از فقها مىخواست كه بر اساس دلايل قطعى حكم شرعى آن را بيابند . او نسبت به هيچ يك از مذاهب تعصب نداشت ، بلكه همواره بر آزادى انديشه و عقيده تأكيد مىكرد و با اينكه خود پيرو مذهب حنفى بود ، وزيرش خواجه رشيد الدين فضل اللَّه از بزرگان و دانشمندان مذهب شافعى بود . خدابنده به سبب تعمّقى كه در مسائل اختلافى داشت ، هنگامى كه براى يكى از مشكلات