الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

مقدمة المترجم 10

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

تقدم دارند . روشن است كه رنج و ستم ، و مظلوميتى كه همواره قبايل شيعى عرب قم و خراسان از سوى دشمنان اموى و عباسى خود ، و پس از آنان از حاكمان ناصبى و دشمن اهل بيت و پيروانشان متحمل مىشدند ، تا اوايل قرن دهم هجرى سبب اصلى در عدم گرايش عمومى ايرانيان به مذهب شيعه بود . بدين لحاظ ديدگاه پژوهشگران در تعيين علل واقعى و انگيزه‌هاى حقيقى ايرانيان در ترك مذاهب چهارگانهء اهل سنت كه طى نه قرن بدان پاى بند بودند و گرايش عمومى آنان به شيعه كه در طول اين مدت دراز با مردان ، شمشيرها و قلمهاى خود با آن جنگيده بودند ، متفاوت است ( 1 ) . اين در حالى است كه پيشوايان اهل سنت و اكثر دانشمندان آنان ايرانى ، امّا امامان مذهب اهل بيت ( ع ) همگى از عرب ، خصوصا قريش بودند . سؤال اين است كه چگونه مىتوان چنين تحول عقيدتىاى را تصور كرد در حالى كه روان شناسان ، جامعه شناسان و عالمان تعليم و تربيت اتفاق نظر دارند كه مشكلترين تحولات اجتماعى در تاريخ بشر ، تغيير عقيده است ، خصوصا اگر عقيده اى قرنهاى متمادى در يك جامعه ريشه دوانده باشد ، تغيير آن بسيار مشكل مىنمايد . برخى از پژوهشگران بيهوده تلاش كرده‌اند تا « تشيع » را به تمايلات ايرانى تفسير كنند كه بوسيلهء ايرانيان موالى ، از ايران به جهان اسلام پا گذاشت . اينان كوشيده‌اند تا براى علمى نشان دادن ديدگاه خود ، نقطهء عطف تاريخى ايرانيان در گرايش از مذاهب اهل سنت به مذهب شيعهء پيرو اهل بيت ( ع ) را به بعضى از عقايد دينى و سياسى بجاى مانده از تمدّن زرتشتى كه گمان مىكنند با برخى از عقايد شيعه هماهنگى دارد ، تفسير نمايند . اين تفسير را - همانگونه كه خود ملاحظه مىكنيد - نه تاريخ پيدايش تشيع در ايران - كه مورد اتّفاق همهء مورخان است - تأييد مىكند و نه واقعيات موجود در جامعهء اسلامى امروز ايران . زيرا بخش بزرگى از اين كشور - كه مهد تمدّن و عقايد زرتشتى بوده - مثل كابل ، بخارا ، بلوچستان و برخى از مناطق قفقاز و شهرهاى ديگر ، هنوز هم پيرو مذاهب چهار گانه‌اند ( 2 ) . در واقع ، سبب اصلى در وراى اين نقطهء عطف عقيدتى بزرگ ، برخاسته از تمايل ايرانيان به حقيقت جويى و طبيعت متمايز آنان - در ميان ملل جهان - به معرفت دوستى و تلاش براى

--> ( 1 ) هوية التشيع ، ص 99 . ( 2 ) تمام اين مناطق جزء امپراتورى ساسانى بوده است . بنگريد به معجم البلدان ، ياقوت حموى ، حدود خراسان و ماوراء النهر .