آقا محمد علي كرمانشاهي
513
مقامع الفضل
واخراجات أو بر شوهر است به خلاف شوهر ضعيف فقير كه غالبا بايد به كدّ يد تحصيل كند وصرف تزويج نمايد ومتوجّه اخراجات ديگران از واجب النفقة وغيرهم گردد ، وهدف مصائب ونوائب دهر باشد ، پس مستدلّ انصاف دهد كه عسر وحرج از براي كدامين بيشتر مىشود . قوله : « سنّت قويمه » « 1 » همين در نفقهء يوميّه وآلات ضروريّه جارى است وجواب همه يكى است وهمچنين قوله : « اين است حكم لباس ضروريّة » 2 وهمچنين نسبت به غير زوجه . قوله : « امّا آنچه زوج - تا - مخالف فحوى » 3 خلاف وظيفهء استدلال ومخالف مسلك أهل كمال است ، زيرا كه استصحاب ملكيّت سابقه ثابت به اعتراف متشبّثه دليلي است شافى ودر قطع ورفع آن مجرّد مظنّه غير كافى است به اجماع أهل حقّ و إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً * 4 . قوله « به ظاهر يد متصرّفه » 5 خبطى است عظيم وخروج است از محلّ نزاع ، زيرا كه محلّ نزاع آن است كه ملكيّت سابقهء زوج به اعتراف زوجه ، يا ورثهء أو ثابت باشد وإلّا زوجه با مرد أجنبي در اين باب تفاوتى به هم نمىرساند ومحلّ نزاع علما به خصوصه نمىگردد ، بلكه آن به مسألهء نزاع زوجين ، يا أحدهما مع ورثة الآخر ، يا [ نزاع ] ورثه با همديگر در بيت وما في البيت بر مىگردد ، كه هر يك ادّعاى ملكيّت آن كند ؛ ومطلقا اعتراف به سبق ملكيّت ديگرى ننمايد ، بلكه مثلا گويد : از خانهء پدر آوردهام وبه كدّ يد تحصيل نمودهام ، نه آنكه مثلا زوج گويد : فلان رخت را زوجه ريسمان آن را ريشته واز براي من ساخته ودوخته ، به اين سبب ملك من است ، يا به عكس زوجه گويد : كه اين رخت وزيور را از براي من كرده واز اين جهت مال وملك من شده است ، كه در
--> ( 1 ) 1 - 3 و 5 مراجعه شود به صفحهء 498 كتاب حاضر . ( 2 ) 4 يونس ( 10 ) : 36 .