آقا محمد علي كرمانشاهي

487

مقامع الفضل

وراغب « 1 » بعد از نقل بسيارى از اين مقولة گفته است كه : چون مقدّمهء يحيى متواتر به مأمون رسيد ويحيى را امتحان كرد وبه صحّت آن مطمئن گرديد ، اين شعر را بر يحيى خواند : شعر وكنّا نرجّي ان نرى العدل * ظاهرا فاعقبنا بعد الرجاء قنوط متى تصلح الدنيا ويصلح أهلها * وقاضي قضاة المسلمين يلوط « 2 » وراغب در كتاب « محاضرات » روايت كرده است كه : جالينوس طبيب به مرض ابنه وحكّه مبتلى بود ، روزى پسرى در پس ديوارى با أو به مباشرت مشغول بود ناگاه درّاجى پريد وآن پسر دست از مباشرت برداشته متوجّه گرفتن درّاج گرديد وجالينوس را چون هنوز حكّه قرار نگرفته بود وبه سبب درّاج از اين مطلب محروم گرديد أو را با درّاج عداوتى تمام به هم رسيد ، پس گفت : البتّه درّاج را فانى مىسازم ونسلش را بر مىاندازم ، بعد از آن روز هر كس كه در آن شهر بيمار مىشد أو را به خوردن درّاج امر مىنمود ، تا به اندك وقتي در آن مملكت درّاج نماند واز آن وقت درّاج طعام مقرّرى بيماران گشت « 3 » . وشايد مراد راغب از نقل اين حكايت رفع شناعت وطعن از خليفه ومقتديان أو در اين خصلت كثيفة باشد . وفاضل سيّد نعمت اللّه موسوى جزايرى در أوايل كتاب « أنوار نعمانى »

--> ( 1 ) در مظانّش نيافتيم . ظاهرا نسبت دادن به « راغب » سهو القلمى است از نساخ ؛ زيرا مؤلف در كتاب « راهبرد أهل سنت به مسألهء امامت : 423 » و « خيراتيه : 2 / 364 » نوشته است : « أبو الفرج » أصفهاني در كتاب « اغانى » بسيارى از اين مقولة نقل نموده وگفته كه : چون مقدمه يحيى متواترا به مأمون رسيد . . . » بنابراين « أبو الفرج » صحيح است نه راغب . ضمنا اين قسمت تتمهء عبارت ابن خلكان مىباشد ودر عبارت ابن خلكان نيز « أبو الفرج » آمده است . ( 2 ) وفيات الأعيان : 6 / 155 ، الأغاني : 20 / 272 و 273 . ( 3 ) محاضرات الأدباء : 2 / 253 ( با اندكى اختلاف ) .