آقا محمد علي كرمانشاهي

486

مقامع الفضل

واز اينجاست كه لواطه نزد ايشان چندان قبحى ندارد وكردن ودادن را عار نمىدانند وآن فعل را نسبت به جمعى از فضلاء وقضات خود مىدهند . وراغب أصفهاني در كتاب « محاضرات » آن را نسبت به بسيارى داده است از آن جمله يحيى بن أكثم قاضى مشهور « 1 » . وقاضى ابن خلّكان شافعي در كتاب « وفيات الأعيان » در ترجمهء يحيى بن أكثم مذكور بعد از آنكه أو را مدح بسيار نموده گفته است - به اين مضمون - كه : در أو هيچ عيبى نبود مگر همان چيز كه به آن متّهم بود ، يعنى : حكّه وابنه . وروزى با شخصي در علم مناظره مىنمود پس از أو پرسيد كه : از أصول چه در حفظ دارى ؟ گفت كه : در حفظ دارم از شريك از أبي إسحاق از حارث كه علي رضى اللّه عنه يك لوطى را سنگسار كرد ، پس يحيى ساكت شد وبا أو حرفى نزد « 2 » . وروزى مأمون الرشيد از يحيى پرسيد كه قائل اين شعر كيست ؟ قاض يرى الحدّ في الزنا ولا * يرى على من يلوط من بأس يحيى گفت : قائلش أحمد بن أبي نعيم فاجر است كه مىگويد : لا أحسب الجور ينقضى وعلى ال‍ * أمّة وال من آل عبّاس پس مأمون خجل شد ، واين دو بيت از جملهء ابياتى است كه در آن هست : يحكم للأمرد الغرير على * مثل جرير ومثل عبّاس أميرنا يرتشي وحاكمنا * يلوط والرأس شرّ ما رأس « 3 »

--> ( 1 ) محاضرات الأدباء : 2 / 251 . ( 2 ) وفيات الأعيان : 6 / 152 ، تاريخ بغداد : 14 / 195 . ( 3 ) وفيات الأعيان : 6 / 153 و 154 ، تاريخ بغداد : 14 / 196 .