آقا محمد علي كرمانشاهي
173
مقامع الفضل
كه در آن نفع به هم رسيده باشد - زيرا كه نسبت به حصّهء مالك « 1 » بيع باطل مىشود ، وهمچنين است هرگاه شريك به مال الشراكة چيزى را از شريك بخرد كه نسبت به حصّهء شريك بيع باطل مىگردد . ونقد در اينجا عبارت است از : طلا ونقره كه مسكوك باشد به سكّهء معامله - هر چند كه از معامله افتاده باشد - وغير اينها تنخواه است ، هر چند كه پول سياه يا طلا ونقرهء بىسكّه باشد ، هر چند كه به آن معامله شود . سؤال خمز [ 647 ] : مىتوانيم كه رخت نجس را به زنى يا مردى دهيم كه تطهير كند ، هر چند كه عادل نباشند ، يا نه ؟ جواب : بلى ، هرگاه في الجملة اعتماد بر أو باشد وظنّ غالب به احتياط أو در تطهير به هم رسد ونجاست رخت بر أو معلوم باشد ، وبعضي از محتاطين رخت نجس را به غاسل به اعاره يا اجاره مىدادهاند وأو را در اين باب ذو اليد مىنمودهاند ؛ تا اعتماد بر طهارت رخت مزبور نمايند . سؤال خمح [ 648 ] : روش تيمّم كردن را بيان نمائيد ؟ جواب : أولا نيّت كند كه : تيمّم مىكنم بدل از وضوء يا غسل از براي مباح شدن نماز يا روزهء فردا - مثلا - به جهت آنكه واجب است از براي أطاعت خدا ، پس هر دو كف دست را بر خاك پاك وأمثال آن زند به نحوى كه صدا كند ، وسنّت است كه : دستها را بتكاند ، پس از بالاى پيشانى تا اوّل بيني را به جميع هر دو كف مسح كند واحتياطا جبينين را - كه [ دو ] طرف پيشانى است - نيز مسح نمايد وهمچنين ابروها را ، وسنّت است كه تا سر بيني را نيز مسح نمايد ، وبعد از آن به شكم دست چپ پشت دست راست را مسح كند از بند دست تا سر انگشتان ، وبعد از آن به شكم دست راست پشت دست چپ را مسح كند به
--> ( 1 ) ه : شريك .