آقا محمد علي كرمانشاهي

174

مقامع الفضل

روشى كه گذشت وأحوط آن است كه : بار ديگر دستها را بر زمين زند وپشت دستها را به نحو مذكوره نيز مسح كند ، خصوصا هرگاه تيمّم بدل از غسل باشد ، واگر غسل محتاج به وضوء باشد وضوء بسازد وبا تعذّر ؛ تيمّم ديگر بدل از وضوء كند ، وبايد در مواضع تيمّم حائلى نباشد مانند : انگشتر ولتّهء زخم ، مگر آنكه ازالهء آن ممكن نباشد كه در اين صورت بر آن مسح كند . سؤال خمط [ 649 ] : طلاى نجس ونقرهء نجس را چون آب كنند پاك مىشود يا نه ؟ جواب : به آب شدن پاك نمىشود وآتش پاك نمىكند مگر به احاله يعنى : به آنكه چيزى نجس را از صورت نوعيّهء خود بگرداند كه اسم ديگر به هم رساند واسم اوّل بر أو صادق نباشد « 1 » ، مثل آنكه : غائط يا هيمهء نجس خاكستر يا دود يا زغال شود ، وطلاى آب‌شده را بازطلا مىگويند ، مثل آب وآب كوزه ودر اين مسأله خلافي وشبهه‌اى نيست ، لكن بعد از سرد شدن ظاهرش به شستن پاك مىشود ، وهر چند سائيده شود نجاستش ظاهر مىشود « 2 » وبه تطهير پاك مىشود تا بالمرّة برطرف شود يا خاك شود . بنابراين ؛ معاملهء آن باطل است بنابر مشهور كه باطل مىدانند معاملهء أعيان نجسه ومتنجّسه را كه قابل تطهير نباشد مگر به استحاله « 3 » ، زيرا كه : همه چيز به استحاله پاك مىشود مثل سگ وخوك ومنى وغير ذلك ، واحتمال آنكه سكّهء كافر وزيور ساختهء كافر نجس باشد ضرر ندارد هرگاه علم قطعي به نجاست آن نباشد ، مثل ساير چيزهاى كفّار از قبيل منسوجات وملبوسات ومايعات ، وظروف مستعملهء ايشان ، وشكر وكافور وماهوت وكاغذ وغير

--> ( 1 ) ه‍ : نيايد . ( 2 ) ه‍ : مىگردد . ( 3 ) جامع المقاصد : 4 / 11 و 12 ، حدائق الناضرة : 18 / 71 .