آقا محمد علي كرمانشاهي

135

مقامع الفضل

آن برداشتند وأسباب آن را جمع كردند « 1 » ، آنگاه عائذ بن عمران بن مخزوم - كه خال [ پدر ] حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود - گفت : اى معشر قريش ! داخل عمارت كعبه مكنيد از مال حرام وربا وظلم ، بلكه از مال حلال صرف آن نماييد . پس أطراف خانه را بر قريش قسمت نمود ما بين ركن حجر تا ركن شامي را به بنى زهره وبنى عبد مناف داد ، وما بين شامي تا مغربى را به بنى عبد الدار وبنى أسد بن عبد العزّى وبنى عدىّ بن كعب ، وما بين مغربى تا يماني را به بنى جمح وبنى سهم ، وما بين يماني تا حجر را به بنى مخزوم واگذاشت « 2 » . پس أبو حذيفة بن مغيره گفت : اى قوم ! در خانه را از زمين بسيار بلند كنيد تا كسى داخل نتواند شد ، مگر به نردبان ، چرا كه در اين صورت كسى داخل آن نشود مگر كسى كه موافق خواهش شما باشد ، وچون كسى را در آن ببينيد كه مكروه شما باشد أو را به زير اندازيد تا عبرت ديگران گردد ، پس قريش چنان كردند « 3 » . وچون عمارت به حدّ حجر الأسود رسيد ، در نصب حجر ميان قبائل نزاع عظيم به هم رسيد ، تا كار به كارزار انجاميد ، آخر الامر أبو اميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمرو بن مخزوم - كه از جملهء صناديد قريش وبزرگان ايشان بود - چنين گفت كه از منازعه دست كشند ومنتظر باشند تا اوّل كسى كه از باب الصفاء داخل حرم محترم شود ميان ايشان حكم كند ، همگى به اين راضى شدند ، اتفاقا اوّل كسى كه از آن در جلوه‌گر گشت ، حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ، پس همه متّفق الكلمة گفتند كه : محمّد امين آمد وما به حكم أو راضىايم ، وآن حضرت را

--> ( 1 ) ه‍ : نمودند . ( 2 ) اخبار مكّه : 1 / 162 و 163 ، سيره ابن هشام : 1 / 207 ، البداية والنهاية : 2 / 369 ، تاريخ طبري : 2 / 40 و 41 . ( 3 ) اخبار مكّه : 1 / 163 .