آقا محمد علي كرمانشاهي
61
مقامع الفضل
زوجهء أو آمده ، وعمل نامشروع به أو كرده ، پس جمعى با أو سر راه بر عمرو گرفته ، وچند زخم كارى بر أو زده ، به نحوى كه مشرف بر موت شده ، وبه آن زخمها متقاعد نشده ؛ به ضرب چوب ؛ صبيّهء عموزادهء عمرو را از براي رضا نام - خويش خود - خطبه نموده ، ودر حالي كه دختر صغيره بوده ، وحال كه كبيره شده راضى نشده ، ونكاحنامچه نيز بخطّ ومهر ملّا رضا ساختهاند ، - وقطع نظر از آن كرده - نوشته گرفتهاند كه : هرگاه آن دختر بعد از بلوغ راضى نشود ، عمرو مبلغ هشت تومان به زيد بدهد ؛ حكم آنها را بيان فرمائيد ؟ جواب : هرگاه افتراى مذكور به ثبوت شرعي نرسيده ، حدّ شرعي بر مفترى ثابت مىشود ؛ به علاوهء تعزير وتأديب ، وبر هر تقدير مجروح مطالبهء ديهء جراحات خود مىتواند نمود ، وعقد صغيره بر نهج مزبور باطل است ، خصوصا هرگاه بعد از بلوغ ورشد امضاء ننمايد ، وهمچنين التزام هشت تومان ملزم شرعي نيست ، واللّه العالم . سؤال عد [ 74 ] : كمترين ؛ چند برادر در « مندلجين » « 1 » داشتم ، ودر آزار طاعون به رحمت خدا رفتهاند ، واطّلاع كامل بر أموال ايشان ندارم ، وبا كسى كه متصرّف در أموال ايشان بود دعوى نمودم ، وبالآخرة به سه چهار تومان صلح كردم ، والحال كه ملاحظه مىكنم در آن صلح بسيار مغبونم ، چه مىفرمائيد ؟ جواب : هرگاه مطّلع بر مقدار حق خود نبوده ، واستعلام آن تو را ممكن بوده ونكرده ، ظاهرا صلح مذكور سفيهانه وباطل است ، وبر فرض صحّت خيار غبن دارى ، واللّه العالم . سؤال عه [ 75 ] : زينب با عمرو در املاك وأراضي - كه تخمينا به قدر هزار وپانصد تومان قيمت دارد - شريك بوده ، وحصّهء هر يك مفروز - مثلا - از
--> ( 1 ) الف ، ب ، د : مندليجين ، ج : مندلج .