آقا محمد علي كرمانشاهي

43

مقامع الفضل

نمىفهميده ، يا آن مبايعه با عدم رضاى أو واقع شده ، ورثه را گفتگو مىرسد ، والّا بيع صحيح ولازم است اگر معلوم شود كه منظور عمّه مراعاة أو بوده ودانسته وفهميده به غبن فاحش فروخته ، يا حالش معلوم نباشد - نظر به اصالت عدم غبن - پس اگر مقدار غبن از ثلث تركه محسوب تواند شد ، يا آنكه ورثه در حال حيات « 1 » يا بعد از وفات دانسته به آن مبايعهء غبنيّه راضى شده‌اند فبها ، والّا ورثه را نيز تسلّطى بر أو نيست على الأظهر ، واگر مشترى ايشان را راضى نمايد أحوط وبهتر خواهد بود . واگر معلوم شود كه عمّه نفهميده - بدون اطّلاع بر قيمت الوقت - فروخته ، وغبن فاحش در آن به هم رسيده ، وورثه اجازه ننموده وننمايند اختيار فسخ در حصّهء خود دارند ، وهمچنين بايعه وورثه خيار فسخ دارند تا سه روز از وقت بيع ، در صورتي كه با عدم اقباض مجموع ثمن ، مجموع مبيع به قبض مشترى نرسيده ، وشرط تأخير اقباض نيز در هيچ يك از عوضين نشده باشد ، واللّه العالم . سؤال مط [ 49 ] : زيد در حينى كه ارادهء شراكت با عمرو داشته ، قيمت سى تومان ؛ روغن به عوض سرمايه به عمرو داده ، وعمرو قبول نموده ، وزيد شرط كرده كه : هرگاه روغن مذكور نفع يا ضرر كند با أو باشد ، وعمرو را رجوعي نباشد ، وبعد از فروختن روغن هفت تومان وكسرى ضرر نموده ، وزيد منكر شرط ضرر است . جواب : جنس به قيمت ؛ سرمايه نمىشود ، وآنچه به فروش مىرسد همان سرمايه است ، مگر آنكه سرمايه را أصل روغن قرار دهند ، كه بعد از فسخ معامله ؛ مايه را روغن وضع نمايند ، واللّه العالم .

--> ( 1 ) ه‍ : حيات عمه .