آقا محمد علي كرمانشاهي
39
مقامع الفضل
كه : طلب كذايى كه از ولد تو دارم از تو مىخواهم ، وپاى جان وعرض بايع در ميان باشد ، وچاره منحصر شود در معاملهء آن ملك با عمرو مزبور به تقريب آنكه از خوف بكر مذكور ديگرى طالب آن معامله نشود ، زيد مرقوم - خوفا من ازهاق الروح لا عن شعور - با عمرو مفروض معامله نمايد ، حسب الشرع معاملهء كذائيه صحيح است يا نه ؟ جواب : از ظاهر سؤال چنين مستفاد مىشود كه : مساومه عمرو قبل از انشاى گفتگوى بكر بوده وبنابراين ادّعاء بكر وانحصار مشترى وراغب ؛ در عمرو ، هيچكدام أمارت اكراه بر آن معامله نمىشود ، وادّعاى عدم شعور را هرگاه به بيّنه ثابت نمايد فبها وإلا تسلّط قسم نفى العلم بر منكر دارد اگر ادّعاى علم بر أو نمايد . سؤال مج [ 43 ] : هرگاه شخصي به مسلمانى « يهودي » گويد ، وريش أو را بكند ، وأو را « قرمساق » گويد ودشنام عرضى دهد حسب الشرع بر أو چه لازم مىآيد ؟ جواب : از براي « يهودي » گفتن ؛ أو را تأديب بايد كرد ، ولا أقلّ بيست تازيانه بايد زد ؛ نظر به حديث « 1 » . از براي « قرمساق » گفتن ، هرگاه قرمساقى أو ثابت نباشد ؛ تأديب بايد نمود ؛ اگر مراد قائل مجرّد اذيّت باشد ، واگر مرادش معنى عرفى « قرمساق » نيز باشد - وآن جمع كردن است ميان دو شخص ، شبيه به دلال ، از براي زنا يا لواط - در اين صورت به علاوهء تأديب حدّ قذف نيز ثابت است هرگاه نسبت زنا يا لواط را به شخص معيّن داده باشد ، وآن شخص مستحقّ مطالبهء آن حدّ است چنانكه مواجه مستحق مطالبه تأديب است . وهمچنين تأديب لازم است از
--> ( 1 ) عوالي اللآلي : 1 / 190 حديث 275 ، مستدرك الوسائل : 18 / 103 و 104 حديث 9 .