آقا محمد علي كرمانشاهي

16

مقامع الفضل

الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلّم افتخار فرموده‌اند وعجم - بعد از معارضه با أكثر دشمنان وقاتلان أهل بيت - هر دو مقدمه را بر ايشان قلب نموده‌اند كه آنها از اعجاز پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وبر مذمّت ايشان است . وهمچنين هر يك استدلال بر ديگرى به آيهء شريفهء : وَلَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ « 1 » - كه در سورهء شعراء است - نموده‌اند ، واختلاف در مرجع ضمير « عَلَيْهِمْ » فرموده‌اند . وتحقيق اين مرام به اندك بسطى در كلام ، در ديباچهء كتاب « معترك الأقوال في أحوال الرجال » « 2 » نموده‌ام ، واللّه العالم . سؤال ب [ 2 ] : كلمات « أبجد » معنى وتفسيري دارند يا نه ؟ واگر دارند چه چيز است ؟ جواب : دارند ، ونظر به قول بعضي چنين است : « أبجد » ابتدأ كرد ، « هوّز » : در پيوست ، « حطّى » : واقف شد ، « كلمن » [ * 10 ] : سخن‌گوى گشت ، « سعفص » : زود بياموخت ، « قرشت » : در دل گرفت ، « ثخذ » : نگاه داشت ، « ضظغ » : تمام كرد « 3 » . ومحمّد بن يعقوب فيروزآبادى ، در كتاب « قاموس اللغة » چنين گفته است كه : « أبجد » تا « قرشت » كه رئيس پادشاهان مدين بودند ؛ كه نوشتن عربى را وضع نمودند بر عدد حروف نامهاى خود ، هلاك شدند در روز ظلّه ، پس دختر كلمن گفت : كلمن هدّم ركنى * هلكه وسط المحلّه سيّد القوم اتاه ال‍ * حتف نارا وسط ظلّه جعلت نارا عليهم * دارهم كالمضمحله

--> ( 1 ) شعراء ( 26 ) : 198 . ( 2 ) كتاب مذكور از تأليفات مؤلف است كه هنوز نسخهء خطّى آن را نيافتيم . ( 3 ) لغت‌نامه دهخدا : 2 / 249 .