آقا محمد علي كرمانشاهي
17
مقامع الفضل
پس يافتند بعد از ايشان « ثخذ » و « ضظغ » را ، پس ايشان را روادف ناميدهاند » « 1 » . ومراد از روز « ظلّه » روزى است كه : أصحاب « أيكه » سوختند به آتشى كه از آسمان بر ايشان باريد به دعاى حضرت شعيب عليه السّلام « 2 » . ودر آخر أخبار ؛ تفسير أبجد تا قرشت شده ، زيادة بر آن به نظر نرسيد . وشيخ صدوق در كتاب « توحيد » روايت كرده است از أبى الجارود از حضرت باقر عليه السّلام كه : « چون عيسى بن مريم عليهما السّلام متولّد شد ، در وقتي كه پسر يك روزه بود دوماهه مىنمود ، وچون هفتماهه شد [ * 11 ] ؛ مادرش أو را به دست خود گرفته به مكتب برده ، در پيش روى معلم نشانيد ، پس معلّم به عيسى عليه السّلام - بعد از بسم اللّه - گفت : بگو أبجد ، عيسى عليه السّلام سر برداشت وگفت كه : مىدانى كه أبجد چيست ؟ معلم درّه « 3 » را بلند كرد كه بر عيسى زند ، عيسى فرمود : مرا مزن ، اگر مىدانى بگو ، واگر نمىدانى از من بپرس « 4 » تا بگويم از براي تو ، گفت : بگو ! عيسى عليه السّلام گفت : « الف » : آلاء خداست ، و « با » : بهجت خدا ، و « جيم » : جمال خدا ، و « دال » : دين خدا . « هوّز » « ها » : هول جهنم ، و « واو » : ويل أهل آتش ، « زا » : زفير جهنّم . « حطّى » يعنى : حطّ وريخته شده گناهان از مستغفرين . « كلمن » : كلام خداست كه تبديل از براي كلمات أو نيست .
--> ( 1 ) قاموس المحيط : 1 / 285 . ( 2 ) مجمع البحرين : 5 / 415 . ( 3 ) تازيانه وآلت زدن ، وآنچه بزنند به آن ( لغتنامه دهخدا : 23 / 526 ) . ( 4 ) الف : سؤال كن .