قطب الدين الراوندي
547
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
كفايه « 1 » و مؤلف « 2 » و منتهى « 3 » و نهايه « 4 » بدون اينكه ايشان درين حكم تأمل و تشكيكى نمايند ، يا در صدد استدلالى بر آيند يا اشاره به مخالفى از خاصه و عامه نمايند ، با آن كه دأب اغلب ايشاناشاره به مخالف است اگر چه نادر باشد ، و اين نيست مگر از غايت وضوح و ظهورآن ، پس وجوب اين جهاد محل تأمل نيست بلكه نزد علماى اعلام ، ضرورى دين است . و اين جهاد واجب كفايى است على الاقرب فالاقرب پس اگر اقرب كفايت دفع دشمن كند نهضت ابعد لازم نيست . و ظاهر اين است كه مراد از قرب در مقام قرب نيل به مقصد و وصول به مقصود است چه مىتواند شد كه ابعد مستعد باشد و زودتر از اقرب مباشر قتال شود و اقرب كه استعداد ندارد ديرتر به قتال رسد . و نيز وجوب نهضت مترتب است به حصول علم پس اگر علم ابعد پيش از اقرب به هجوم كفار حاصل شود نهضت ابعد پيش از اقرب لازم است و جايز نيست در انتظار نهضت اقرب باشد و ظهور لفظ اقرب در قرب مكانى محمول بر غالب است و مراد فقها از عبارت « يتأكّد في حقّ الأقرب فالأقرب » ترتب عادى است نه حقيقى چه به حسب عادت علم اقرب به قصد دشمن زودتر از بعد حاصل مىشود . و اگر ابعد از هجوم دشمن مطلع شود وفوراً نهضت كند و كفايت دفع او تواند نمود ، باز تقاعد اقرب كه به هجوم كفار علم دارد جايز نيست ، چه ظاهر اين وجوب
--> ( 1 ) . كفاية الاحكام ، ص 74 . ( 2 ) . در نسخه اصل چنين است ، و ظاهراً مراد مختلف است ، نگاه كنيد به مختلف ، ج 4 ، ص 382 . ( 3 ) . منتهى المطلب ، ج 2 ، ص 996 . ( 4 ) . النهاية ، طوسى ، ص 289 .