قطب الدين الراوندي
548
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
فوريت است و بنابراين به قدرى كه ابعد طى مسافت كند اقرب تفويت واجب فورى كرده و اين تفويت او را جايز نيست . و اگر كفايت حاصل نشود إلاّ به اجتماع جمع مكلفين ، بر همه واجب تعيينى است ، كه در وجوب اين جهاد بعضى از علما به عينيت قايل و به دليلى چند مستدل شدهاند و بنابر كفائيت ، باز اين واجب از احدى ساقط نيست پيش از آنكه علم حاصل شود به كفايت بعض ، چه همين كه به هجوم كفار ، علم به هم رسد ، همهء افراد مكلفين را نهضت واجب است تا قيام « مَن به الكفاية » معلوم شود چنان كه شأن هر كفايى است و به همين سبب اصحاب گفتهاند هر كفايى در اول تكليف ، عينى است و انفصال آن از عينى ، پس از قيام بعض به آن است و إلاّ پيش از قيام بعض ، كلّ مكلّفين به آن مخاطب اند و تاركين پيش از سقوط آن به قيام ديگران ، گناهكار و معاقب [ مىباشند ] . و از لفظ سقوط واضح است كه پيش از سقوط به كسانى كه از ايشان ساقط مىشود متعلق بوده . و از اين مقدمات معلوم شد كه اگر به هجوم كفار و تعلق اين واجب يقين مكلفين به هم رسد ، سقوط آن موقوف است به اين كه يقين حاصل شود به رفع هجوم يا قيام « مَن به الكفايه » چه به دلالت « لاتنقض اليقين إلاّ بيقين مثله » « 1 » اشتغال ذمهء يقينى را برائت ذمهء يقينى لازم است ، پس اكنون كه به رفع حادثه و قيام « مَن به الكفايه » علم حاصل نيست بلكه به خلاف آن يقين حاصل است ، بر همه مسلمين واجب است كه ترك عيال و اطفال و اموال گويند و به حفظ بيضهء اسلام و مسلمين و دفع دشمنان خدا از اهل دين كوشند . در اين مقام هر كه جاهى يا مالى داشته باشد بذل كند و هر كه حيلتى دارد يا تدبيرى تواند ، صرف نمايد .
--> ( 1 ) . اين مضمون احاديث وارده از ائمه ( ع ) است نگاه كنيد به الفصول المهمة فى اصول الائمة ، ج 1 ، ص 640 ، ح 1012 ، « عبارت آن چنين است : « لا تنفض اليقين أبداً بالشك ، و إنّما تنقضه بيقين آخر » .