قطب الدين الراوندي

539

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

. . . يك جا مىشنوم كه مىخواهند لقب « اولوالامر » به شاه بگذارند « 1 » كه مذهب اهل سنت است و خلاف مذهب شيعه است و اهل سنت به آن فخر كنند كه پادشاه شيعه تابع ما شد و يك جا مىخواهند كه شاه را به مذهب صوفيه مايل كنند كه مباحى مذهب شود و از دين در رود كه بدتر از سنى شدن است و چون اصل مذهب تصوف مقتبس از مذهب نصارى است فرنگى و نصرانى فخر كنند كه پادشاه شيعه تابع ما شد . . . و يك جا من خاك بر سر را به بلاى عظيم مبتلا كنند كه به مراسله و پيغام اين مراحل را به انجام بياورم . حق تعالى مفسدين را اگر قابل هدايت هستند هدايت كند و الاّ به دفع ايشان مسلمين را از شر آنها محفوظ دارد . پس از آنچه نوشته شد اميدوارم كه رفع ابتلا به عقايد فاسدهء صوفيه . . . بشود و شاه عالميان پناه از شر آن محفوظ باشد . و اما حكايت « أُولِي الْأَمْرِ » بودن پس آن نيز باليقين باطل است و بعضى اجزاء كه به نظر حقير رسيد كه فتواى علماى عصر در آن درج بود هم صريح در اين مطلب نبود . و به هر حال ، ما را رجوعى به آن كلمات نيست ، زيرا كه نه نسبت به ايشان بر من ثابت است و نه اينكه مقصود ايشان چه چيز است . اما بايد دانست كه مراد از قول حق تعالى كه فرموده است : « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » « 2 » به اتفاق شيعه مراد از اولى الامر ، ائمه طاهرين ( ع ) مىباشند و اخبار و احاديثى كه در تفسير آيه وارد شده بر اين

--> ( 1 ) . اين كار در زمان ناصر الدين شاه هم تكرار شد و برخى خواستند او را در برابر سلطان اهل تسنن به لقب « اولوالامر » بنامند ، اما مورد اعتراض علماى بزرگ قرار گرفت . شرح اين ماجرا را مىتوانيد در جلد دوم فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانه آيت الله گلپايگانى تأليف استاد رضا استادى مطالعه كنيد . ( 2 ) . نساء ، آيهء 59 .