قطب الدين الراوندي

465

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

جمعه ذكرى بيش نيست ، كه محل تشكيك باشد ، چنان كه گذشت ، و هر كه غافل كرده باشند او را ، و ترك كند نماز جمعه را ، پس همين ايشان زيان كارند ، هم در دنيا ؛ به جهت آن كه به تجربه رسيده است كه هر كه در روز جمعه به سودا و معامله مشغول شود ، به حيثيتى كه محروم شود از جمعه ، نقصان عظيم به او مىرسد ، چنان كه در شرح لمعه فرموده كه : « قومى سفر كردند در وقت زوال جمعه قبل از نماز ، به زمين فرو رفتند و جمعى ديگر آتشى به خيمه ايشان افتاد بدون آن كه آتش ببينند . » « 1 » و حقير از كسى شنيدم كه شخصى قبل از زوال جمعه سفر كرد و دزدى بر او زد و او را شهيد كرد . و هم در آخرت زيان كارند كه از نعيم بهشت محروم خواهند [ شد . ] و ظاهر عبارت اقتضاء مىكند كه معنى اين باشد كه : هر مالى و اولادى كه مشغول گردانيد آباء خود را ، زيان كار بوده باشند ، به‌اين معنى كه مال و اولاد كذايى بىبركت و نابود خواهد بود . و در آيهء دهم : « وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ » اشعار است به آن كه آدمى در معرض فنا و زوال است و آن روز پيشمان مىشود از ترك فرايض ، چون زكات و صلاة جمعه ، در وقتى كه فايده [ اى ] حاصل نشود و فرصت از دست رفته باشد . پس ظاهر مىشود كه صلاح مشروط به دو چيز است : انفاق و ذكر اللّه ، پس هر كه ترك هر دو - يا احدهما - كند از جمله خاسرين و طالحين خواهد بود . و در آيهء يازدهم : « وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ » اشعار است به اين كه پشيمانى بر ترك طاعت و زكوات در شهور و سنوات گذشته آن ، عمر بىفايده است ، و چيزى بر خداى تعالى مخفى و پوشيده نيست ، پس هر هفته كه از عمر گذشته و ترك

--> ( 1 ) . ر . ك : الروضة البهيه ، ج 1 ، ص 671 ، باب نماز جمعه .