قطب الدين الراوندي
453
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
پيغمبر دادهاند ، و به آن حضرت و اصحاب او ضررى نرسيد ، پس اگر ديگران ترك نمايند جماعت اين مؤمنان [ را ] نيز ضررى به ايشان نمىرسد . پس اگر فرضاً هيچ دليلى بر فريضه مزبوره و زجرى بر ترك آن نبود سواى اين آيه ، هر آينه كافى بود بندگان خالص خدا را در وجوب سعى به اقامت آن و حرمت ترك . باب دوم : در بيان كيفيّت تضمّن آيات سوره منافقين بر مذمّت تاركين جمعه مخفى نماند كه منافقين زمان رسول ( ص ) جماعتى بودند كه به ظاهر اقرار به شهادتين مىكردند و در باطن معتقد نبودند و رغبت به حضور در مسجد و جماعت مؤمنان نداشتهاند و در وقت عبادت مؤمنان ، ايشان حاضر نمىشدند و اگر حاضر مىشدند به كراهت و كسالت بودند و متفرّق مىشدند و اگر تفرقه به بدن نمىتوانستند در دل متفرّق و كارِه بودهاند چنان كه خداى عزّ شأنه مىفرمايد : « وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى » « 1 » يعنى هر گاه برمىخيزند به نماز برمى خيزند به كسالت . و در مقام ديگر مىفرمايد : « لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى » « 2 » ظاهر معنى آن كه : نمىآيند به نماز مگر در حالتى كه ناخوش مىآيد ايشان را ، و به كراهت حاضر مىشوند ، و اين در وقتى بود كه حضرت رسول ( ص ) خواهى نخواهى مردمان را امر مىنمود كه به نماز جمعه و جماعت حاضر شوند و مؤمنان به رغبت تمام حاضر مىشدند و منافقين به كراهت حاضر مى شدند . و در حديث وارد شده است كه : « من سمع النداء فلم يجبه فهو منافق » « 3 » ، يعنى :
--> ( 1 ) . نساء ، آيهء 142 . ( 2 ) . توبه ، آيهء 54 . ( 3 ) . گويا مؤلف بين دو حديث جمع نموده ، يكى حديث اميرالمؤمنين ( ع ) كه فرمودهاند : « من سمع النداء فلم يجبه من غير علّة فلا صلاة له » . ( تهذيب الاحكام ، ج 3 ، ص 24 ، ح 184 ) و ديگرى حديث پيغمبر اكرم ( ص ) كه فرمودهاند : « من سمع النداء فى المسجد فخرج من غير علّة فهو منافق الاّ ان يريد الرجوع اليه » . ( تهذيب الاحكام ، ج 3 ، ص 262 ، ح 740 ) .