قطب الدين الراوندي

440

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

براى نصارى « 1 » ، پس اگر بر مسلمانان در روز جمعه ترك اين معنى روا باشد و به حضور خطبه و نماز مزبور مأمور نباشند ، البته به تدريج اكثر مردمان به ضلالت و گمراهى مىافتند ، بلكه رفته رفته از ايمان و اسلام بيرون مىروند ، چنانچه مشاهَد و معلوم است در بعضى از مواضع ، كه جمعه و جماعات به تشكيك مشكّكين متروكست ، مردمان ، جاهل مىباشند به احكام شرعى و مرتكب محرمات مىشوند ، بلكه جاهل به تحريم محرّمات و وجوب واجبات مىباشند ؛ چه بر خود واجب نمىدانند در هيچ وقتى از اوقات رفتن به استماع خطبه كه ذكر خدا است ، كه دل كور مىشود در اوان واجبات و محرمات خدايى ، و از اين آيه ظاهر مىشود كه در هر عصرى از اعصار و قريه [ اى ] از قُرى ، هر گاه احدى بوده باشد كه امر به معروف و نهى از منكر نمايد و تلاوت كلام وبيان احاديث ائمه ( ع ) تواند نمود ، و اگر موصوف به اين صفات متعدّد بوده باشند آن كه افضل و اكمل و اقرأ بوده باشد ، بايد متصدّى اين امر شود و بر ديگران واجب است اجتماع بر او و استماع كلام از او بكنند و چون دوام و استمرار اين معنى متعذّر يا متعسّر است ، لاأقل در هر هفته يك روز معين شده است كه آن روز جمعه است ، كه مردمان اقدام به آن معنى در آن روز بكنند ، و اگر در چند جمعه ترك اين نمايند و ذاكر و متذكّرى به هم نرسد ، كه ذكر خدا نمايد ، و از معاصى مردمان را حذر فرمايد و بر خود واجب ندانند فارغ ساختن خود را به امور مذكوره ، رفته رفته واجبات شرعيه را فراموش مىكنند و محرّمات دينيه در نظر ايشان حلال مىشود چنان كه مشاهَد است كه در اكثر قُرى نماز صحيح شان چون عنقاء « 2 » ناياب است ، و چون زنا و سرقت و لواط و خوردن ربا و مال مردم و سنگ كم فروختن و مطلق « 3 » ، بىحساب واقع

--> ( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 57 ، ص 211 ، حديث 178 . ( 2 ) . « عنقاء » نام حيوانى تخيّلى است كه در آن صفت چند حيوان مختلف از چرنده و پرنده جمع شده باشد . ( 3 ) . مراد فروختن اجناس را به گزاف و بدون وزن ، كيل يا عدد .