قطب الدين الراوندي

441

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

است و تكرار و تعدّد اين گناهان موجب سياهى دل‌ها مىشود ، تا آن كه به جايى مى رسد كه باطل در نظر ايشان حق مى نمايد و حق در نظر ايشان باطل مىنمايد ؛ به جهت آن كه ذاكرى و مذكّرى ندارند و اگر باشد بر خود واجب نمىدانند كه حاضر شوند نزد او ؛ لهذا در چند حديث واقع شده : « من تركها ثلاث جمعات متوالية طبع اللّه على قلبه » « 1 » ، بنابر اين كه جملهء « طبع اللّه على قلبه » اخباريه باشد « 2 » و احتمال دارد كه انشائيهء دعائيه باشد . و در آيهء سوم : « وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » به طريق اعجاز اشعار است به اين كه در آخر الزمان جماعتى تشكيك در عبادت مزبوره خواهند نمود ، و ادعاى تخصيص به زمان معصوم و امام معصوم خواهند كرد و خواهند گفت : كه اين خطاب مشافهه است و شامل زمان معدومين وقت نزول آيه نيست ، و غافل اند - يا متغافل اند - از آن كه حكم خدا ، مادامى كه در زمان رسول منسوخ نشده باشد ، باقيست تا روز قيامت ؛ لهذا تكذيب اين جماعت فرمود به قول خود : « وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ » خواه « آخَرِينَ » مجرور باشد ، كه عطف بر « اميين » باشد ، و خواه منصوب باشد ، كه عطف به مفعول « يُعَلِّمُهُمُ » باشد ، تا اشعار باشد به آن كه اين عبادت اختصاص به زمانى دون زمانى و اشخاصى دون اشخاصى ندارد ، سواى آنچه معلوم شد از اقلّ ما صدق من « يخطب » « 3 » ، و چون اين تشكيك واقع نيست در هيچ يك از فرايض سواى

--> ( 1 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 299 ، باب اوّل از ابواب صلاة جمعه ، حديث 15 ، و در حديثى از امام باقر ( ع ) است : « من ترك الجمعة ثلاث جمع متوالية طبع اللّه على قلبه » . ( 2 ) . يعنى حضرت خبر داده باشد به اين كه چنين شده است . ( 3 ) . اشاره به حديث شريفى است كه مرحوم شيخ به سندش از فضاله از ابان بن عثمان از فضل بن عبدالملك آورده‌اند كه گفت : از ابا عبداللّه ( ع ) شنيدم : « اگر گروهى در روستايى بودند نماز جمعه را چهار ركعت به جا آورند ، و اگر داشته باشند كسى كه براى آنها خطبه بخواند ، نماز جمعه را بخوانند اگر پنج نفر باشند و آن دو ركعت ساقط مىشود به جهت دو خطبه » . ر . ك : استبصار ، ج 1 ، ص 420 ، حديث 1614 .