قطب الدين الراوندي

439

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

بر آن كه اقوال و افعال او بر وفق حكمت و صواب مستمر است ، كه كسى را نمىرسد كه هيچ يك از قول يا فعل او را تغيير يا تخصيص به زمانى دون زمانى ، يا انسانى دون انسانى بدهد ؛ مگر به مخصصى كه از جانب خدا باشد يا رسول ( ص ) ؛ چه اگر ديگرى را روا باشد تخصيص و تقييد كلام خدا و رسول ( ص ) وأئمه ( ع ) از جانب خود ، لازم آيد حكمت آن ديگر از بشر « 1 » و سفاهت خالق اكبر تعالى اللّه عن ذلك علوّاً كبيراً . آيهء ثانية : « هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ » « 2 » اشاره است به آن كه بعثت رسول واجب است در حكمت الهيّه به جهت آن كه تلاوت نمايد آيات خدا را بر مردمان و پاك گرداند ايشان را از لوث گناهان به امر به اعمال صالحات و نهى از منكرات و تعليم كتاب و حكمت كه مسائل شرعيه و احكام فرعيه ضروريه است ، و اين معنى ممكن نيست در جميع اوقات و ازمنه ؛ به جهت آن كه مردمان محتاجند به تحصيل معاش و اشتغال به امور عيال و معاشرت با زنان و اطفال و مؤانست با اقران و امثال ، پس لابد باشد - در حكمت - تعيين وقتى خاص ، در روزى خاص ، كه مردمان را در آن وقت معيّن ، مأمور سازند به حضور و اجتماع به ذكر خدا و امور آخرت و شنيدن كتاب خدا و ياد گرفتن احكام شرعى . و بر مردمان در آن روز معهود ، واجب باشد كه خود را از مهمّات دنيويه فارغ سازند و از مشاغل دنيوى بپرهيزند و حاضر شوند به ذكر مذكور « 3 » و آن روز جمعه است ؛ چنانچه از براى امم سابقه روزى معين بوده ، چون شنبه از براى يهود و يكشنبه از

--> ( 1 ) . يعنى لازم آيد كه آن بشر ديگر حكيم باشد . ( 2 ) . در حاشيهء نسخه در اين جا آمده است : « يُزَكِّيهِمْ » من دنس الشرك وخيانة الكفر ، و « يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ » : ما وجب عليهم من الله أيضاً و « الْحِكْمَةَ » الحكم منهم . ( 3 ) . « مذكور » يعنى كسى كه به ياد او شده باشد ، و اعلى و اشرف مذكورين خداوند متعال است . در قرآن كريم در سوره جمعه هم آمده است : ( فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ) .