علي انصاريان
36
الدليل على موضوعات نهج البلاغة
تعريف و ضرورت موضوعى نمودن متون فرهنگى اسلامى دستهاى آلوده و خيانت براي تحريف وقلب حقايق انسانى در هر نقطه اى در تكاپو وفعاليت است ودين مبين اسلام وفرهنگ آن نيز مصون از اين جنايتها وفجائع فرهنگى نبوده ، عوامل گوناگونى را مىتوان نام برد كه تأثير بزرگى در تحريف حقايق و واژه هاى اسلامى داشته اند . حكومت اموى و علماء آنان از قدرتهاى بزرگى بودند كه كمر همت به تحريف مسائل ومطالب اسلامى بستند ، تحريف مفاهيم جبر و اختيار و قضا و قدر از يادگار آن زمان است كه ماهيت اصلى خود را از دست داده وملتها را برسر اين مسائل نابود نموده اند و بعد از آنان دستگاه حكومتى بنى العباس در ممالك اسلامى دست به تحريف حقايق ديگرى از قبيل مسائل توحيدى وكلامى زدند ، گاهى روش اعتزال را پيش مى گرفتند گاهى اشعرى مسلك مىشدند ، خلاصه هرطور كه سياست روز اقتضا مى كرد همانطور وشكل بودند و بعد در قرون وسطى ، كشيشان ودستگاه كليسا در اروپا وغرب را از جملهء تحريف كنند گان حقايق مىتوان نامبرد و در چندين قرن قبل تا حال مستشرقين واسلام شناسان با كارهاى خود نيز از جملهء اشخاصى هستند كه حقايق اسلامى را تحريف نموده اند .