علي انصاريان

37

الدليل على موضوعات نهج البلاغة

گاهى سخن از بى دينى ولا مذهبى است وعوامل گوناگون آن كه در اين باره سخنان گفته وناله ها سر داده اند ، اما مى خواهم بگويم فاجعهء بزرگترى را ما مشاهده مى كنيم و نبايد از آن غافل بود و آن فاجعهء اسفناك دين دارها وجانب حق دارى آنها در قالت باطلها وتحريفات ، نگاهى به سرگذشت اسفبار قرآن در ملت اسلامى بكنيد آن را در كجا مىيابيد ، آيا در قانون گذارى يا در گورستانها ؟ مكتب عظيم تشيع ورهبران يا موضع هاى خاصهء آنها را چگونه مىيابيد ؟ آيا منظور از دوستى و ولايت على ( ع ) اين است كه ما بدان بازى مى كنيم ؟ آيا حماسهء غدير اينهاست ؟ وآيا راز و سر انقلاب عاشورا همين چند روز به سرو سينه كوبيدن وتأييد چيزهاى ديگر و بعدا همان بودن ، اين بود نتيجه انقلاب حسينى وعلوى ؟ ! آيا زيارت نمودن يعنى چنين كه ما مىكنيم ؟ آيا عبادات همين هاست كه ما براي خود شكلبندى كره ايم ؟ تا كى خواب تا چه زمان خرگوش صفتى وبوقلمون ذاتى ؟ ؟ تا زمانيكه ما مى خواهيم متجدد داروپائى وفرنگى زندگى نمائيم وهم به اصطلاح ، على وار و حسين وار ! ! ! اين بدبختيها گريبانگر ما خواهد بود مگر ميتوان هم پيرو يزيدها باشيم وهم حسين ( ع ) ! ! ؟ اما همت ما نسل جديد چيزى جز اين نيست آنقدر سخن در اينجا هست كه به نظم سخن ورشتهء تحرير نمىآيد و در اينجا به پاره اى از حقايق تحريف شده اشاره مى نمايم : از جمله حقايقى كه تا به حال تحريف آنها باقى است مى توانيم اين واژه ها را نام ببريم : ايمان ، مؤمن ، جهاد واجتهاد ، نص ، آزارى و حريت ، احسان و بخشش ، حكمت ، حلم ، خشوع تواضع ، خوف ورجاء ، اخلاق ، خبر وشر ، عدل وظلم ، دعاء آخرت ، دين ، ذكر ، صلهء رحم ، رزق و روزى ، رضا زهد وزاهد ، سعادت ، شقاوت ، سلطان ، سياست ودين ، شفاعت ، شكر ، شيعه شيعه بودن ، صبر ، صدقه ، صلح ، سكوت ، تولى وتبرى ، دوستى در راه