الشيخ المنتظري

98

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

ولى در جريان صفّين از مارقين شد و بعداً همان روحيه اى را كه خوارج داشتند پيدا كرد و به نحوى كه مورّخين نوشته اند در صدد قتل حضرت امير ( عليه السلام ) برآمد و بالاخره حضرت را به شهادت رساند . اجلهاى محتوم و موقوف از قرآن و روايات استفاده مىشود كه ما داراى دو اجل هستيم ، در آيه اى كه مربوط به قوم نوح است فرموده : ( ان اعبدوا الله و اتّقوه و اطيعون ، يغفرلكم من ذنوبكم و يؤخّركم الى اجل مسمّى انّ اجل الله اذا جاء لايؤخّر لو كنتم تعلمون ) ( 1 ) خدا را عبادت كنيد و تقوى داشته باشيد و از من پيروى كنيد ، اگر چنين كنيد خداوند گناهان شما را مىبخشد و مرگ شما را تأخير مىاندازد تا روز موعود فرا رسد . بعد مىفرمايد : ( انّ اجل الله اذا جاء لايؤخّر ) وقتى مرگ خدايى فرا رسد تأخير نمىپذيرد . از اين كه فرموده : اگر مرا اطاعت كنيد خدا مرگتان را تأخير مىاندازد استفاده مىشود كه اجل قابل تقديم و تأخير است ; و اين معنا منافات دارد با جمله اى كه مىگويد : اجل خدايى اگر فرا رسد تأخير ندارد . در اصول كافى حمران از امام باقر ( عليه السلام ) از اين آيه شريفه كه فرموده : ( ثمّ قضى اجلا و اجل مسمّى عنده ) ( 2 ) سؤال مىكند : از يك طرف فرموده : خداوند به نحو قضا يك اجل غير قابل تغيير قرار داده ، و از طرف ديگر هم فرموده : ( و اجل مسمّى عنده ) يك اجل نامبرده اى هم نزد خدا هست ، معناى آن چيست ؟ حضرت فرمود : « هُما اجلان : اجل محتوم و اجل موقوف » ( 3 ) اجل دو تاست ، يكى اجل محتوم و حتمى است و يكى هم اجل موقوف است كه بر چيزى توقف دارد . در تفسير

--> 1 - سوره نوح ، آيات 3 و 4 2 - سوره انعام ، آيه 2 3 - كافى ، ج 1 ، ص 147