الشيخ المنتظري
99
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
على بن ابراهيم در تفسير همين آيه به سند صحيح از امام صادق ( عليه السلام ) نقل شده كه فرموده اند : اجل مقضىّ اجلى است كه خداوند آن را گذرانده و حتمى است ، و اجل مسمّى اجلى است كه خداوند آن را مقدّم و مؤخّر مىدارد ; و در اجل حتمى تقديم و تأخير وجود ندارد . روايات زيادى هم داريم كه اگر شما صدقه بدهيد هفتاد مرگ سوء از شما بر طرف مىشود ، اگر صله رحم كنيد عمرتان زياد مىشود ، ولى اگر قطع رحم كنيد عمرتان كوتاه مىشود ; همچنين رواياتى داريم در تأثير دعا ; توجيه اين روايات به اين است كه بگوييم صدقه و دعا و امثال اينها به نحو علّت تامّه نيستند بلكه به نحو اقتضا مىباشند ; اقتضاى صدقه رفع مرگهاى بد است ، اقتضاى صله رحم طول عمر است ; مثلا اگر كسى صله رحم كند اقتضا دارد عمر طبيعى هشتاد ساله او نود سال شود ، و اگر قطع رحم كند عمر هشتاد ساله او هفتاد يا شصت سال شود . به بيان ديگر : روى جريان طبيعى و عادى و از روى اسباب و مسبّبات اين انسان با اين نيرو و اين قواى جسمانى استعداد هشتاد سال عمر طبيعى را دارد ، امّا اگر صله رحم كند يا مثلا يك شخص مستجاب الدّعوه اى براى او دعا كند و يا صدقه اى بدهد ده سال بر عمر او اضافه مىشود و اگر مثلاً قطع رحم كند ده سال از عمر او كم مىشود ، اين يك چيزى است كه در لوحِ محو و اثبات ثبت و ضبط شده ، امّا اين كه به حسب واقع اين شخص صله رحم مىكند يا نه ، صدقه مىدهد يا نه ، كسى براى او دعا مىكند يا نه ، خداوند از ازل مىدانسته ; اين مسأله براى ما قابل ترديد است امّا از نظر علم خدا چنين ترديدى وجود ندارد ، همان گونه كه خدا نسبت به گذشته عالم است نسبت به آينده هم عالم است و همه عالَم به علم حضورى نزد خداوند حاضر است . بنابراين اين كه فلان شخص چه مقدار عمر مىكند براى خدا معلوم است و از ازل مىدانسته كه او به دعا متوسل مىشود و يك فردى كه داراى نفس رحمانى