الشيخ المنتظري
66
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
خوشى هاى دنيا زودگذر است ، سختى ها و مشقّت هاى دنيا هم زودگذر است ، اگر جنگ و ستيز در راه خدا سختى دارد ، اين مشقّت و سختى زودگذر است و با اندك صبر و بردبارى به خوشى دائمى تبديل مىشود ، و اين بهتر از خوشى زودگذر دنياست كه به همراه آن عقاب و عذاب دائمى جهنّم است . خطبه 55 و من كلام له ( عليه السلام ) و قد استبطأ اصحابه اذنه لهم فى القتال بصفّين : « اَمَّا قَوْلُكُم : اَكُلُّ ذَلِكَ كَرَاهِيَّةَ الْمَوْتِ ! فَوَاللهِ مَا اُبَالِى أَدَخَلْتُ اِلَى الْمَوْتِ اَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ اِلَىَّ . وَاَمَّا قَوْلُكُمْ شَكّاً فِى اَهْلِ الشَّامِ ! فَوَاللهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً اِلاَّ وَاَنَا اَطْمَعُ اَنْ تَلْحَقَ بِى طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِىَ بِى ، وَتَعْشُوَ اِلَى ضَوْئِى ، وَذَلِكَ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اَقْتُلَهَا عَلَى ضَلاَلِهَا ، وَاِنْ كَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا » علّت ايراد خطبه پنجاه و پنجم قبلا گفتيم وقتى حضرت امير ( عليه السلام ) با اصحابشان به صفّين آمدند ، اصحاب معاويه بر شريعه فرات مسلّط شده و از آب برداشتن اصحاب على ( عليه السلام ) جلوگيرى مىكردند ، در اينجا وقتى حضرت ديد معاويه حاضر به مسالمت نيست و آب را آزاد نمىكند ، دستور داد اصحابش از راه جنگ آب را آزاد كردند ، بعد از اين تا مدّتى جنگ نبود و فقط گاهى مواقع اصحاب على ( عليه السلام ) با اصحاب معاويه برخوردهاى جزئى داشتند ، و تا سه ماه طول كشيد كه دو سپاه معطّل مانده بودند ، در اين مدّت بين دو لشگر رفت و آمدهاى صلح جويانه اى مىشد ، و يكى از كسانى كه جزو پيك حضرت على بود و چندين مرتبه براى نصيحت معاويه رفت و آمد كرد شبث بن ربعى لعنه الله بود