الشيخ المنتظري
67
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كه بعدها به كربلا آمد و يكى از مسبّبين شهادت امام حسين ( عليه السلام ) شد . در اين مدّت طولانى بعضى از اصحاب حضرت على ( عليه السلام ) خسته شدند و پيش خود حضرت شكايت آوردند كه علّت چيست ما را در اين بيابان سرگردان كرده ايد ؟ حضرت پرسيدند قضاوت مردم در اين باره چيست ؟ جواب دادند : بعضى مىگويند على ( عليه السلام ) از جنگ ترسيده و بعضى مىگويند على ( عليه السلام ) درباره اهل شام شك كرده است كه آيا اصحاب معاويه اهل باطل اند يا نه ! حضرت هم در چنين موقعيتى اين خطبه را ايراد فرمودند . سيّد رضىّ مىگويد : « و من كلام له ( عليه السلام ) و قد استبطأ اصحابه اذنه لهم فى القتال بصفّين » ( و از كلام حضرت است هنگامى كه كند شمردند اصحاب آن حضرت اذن در جنگ را . ) علّت اصلى تأخير جنگ با معاويه « اَمَّا قَوْلُكُم : اَكُلُّ ذَلِكَ كَرَاهِيَّةَ الْمَوْتِ ! فَوَاللهِ مَا اُبَالِى أَدَخَلْتُ اِلَى الْمَوْتِ اَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ اِلَىَّ » ( اما سخن شما كه اين درنگ براى ترس از مرگ است ! پس به خدا سوگند هيچ باكى ندارم كه من به سوى مرگ داخل شوم يا مرگ مرا بگيرد . ) حضرت وقتى سخن آن مرد را شنيدند كه قضاوت مردم اين است كه شما يا مىترسيد و يا در مورد اصحاب معاويه شك داريد ، ناراحت شدند و فرمودند : « امّا قولكم أكلّ ذلك » امّا گفته شما كه آيا همه اين پيك فرستادنها و تأخير جنگ « كراهية الموت » براى ترس و كراهت داشتن از مرگ است . « كراهية » در اين مورد به دليل « مفعول له » واقع شدن منصوب است نه مرفوع ; در اعراب « كلّ » هم دو وجه جايز است : يكى اين كه منصوب باشد كه در اين صورت مفعول فعل محذوف است ، يعنى : « اَكُلَّ ذلك تفعله » آيا همه آنچه را انجام مىدهى براى ترس از مرگ