الشيخ المنتظري

647

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

پاداش ستايشگران و اميد حضرت على ( عليه السلام ) « اَللَّهُمَّ وَلِكُلِّ مُثْن عَلَى مَنْ اَثْنَى عَلَيْهِ مَثُوبَةٌ مِنْ جَزاء ، اَوْ عَارِفَةٌ مِنْ عَطَاء ، وَقَدْ رَجَوْتُكَ دَلِيلاً عَلَى ذَخَائِرِ الرَّحْمَةِ وَكُنُوزِ الْمَغْفِرَةِ » ( بار خدايا هر ستايش كننده اى را بر ستوده اش توقّع اجر و عطيه است ، ولى اميد من به تو اين است كه تو براى من راهنماى رسيدن به رحمتها و گنجهاى مغفرت باشى . ) « مُثْن » اسم فاعل از باب افعال از مادّه « ثناء » به معناى سپاس گزارنده است ، « من اثنى عليه » كسى است كه او را ستايش كرده اند . « مثوبة » از مادّه « ثاب » به معناى برگشت داده شده است كه مقصود پاداش عمل است . « عارفة » به معناى چيز شناخته شده و مقصود از آن احسان است ; فاعل در اينجا به معناى مفعول است . عرض مىكند : خدايا هر كسى در مقابل ستايشى كه از ديگران مىكند توقّع بازگشت آن را دارد ; ولى من در مقابل ثنايى كه از تو به عمل مىآورم ، اميدوارم كه راهنماى من به رحمتهاى ذخيره شده خود باشى . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) با آن همه عبادتى كه دارند اميد به مغفرت و بخشش خداوند دارند ; وقتى كه حضرت امير ( عليه السلام ) با آن همه عبادت اين طور بگويد ، حساب من و شما پاك است ، ما بايد از آن حضرت بياموزيم و در طلب رحمت و مغفرت خداوند عالم باشيم . جايگاه ويژه موحّدان و نياز و تقاضاى آنان « اَللَّهُمَّ وَهذَا مَقامُ مَنْ اَفْرَدَكَ بِالتَّوْحِيدِ الَّذِى هُوَ لَكَ ، وَلَمْ يَرَ مُسْتَحِقّاً لِهذِهِ الَْمحَامِدِ وَالْمَمَادِحِ غَيْرَكَ ، وَبِى فَاقَةٌ اِلَيْكَ لايَجْبُرُ مَسْكَنَتَهَا اِلاّ فَضْلُكَ » ( خداوندا اين است جايگاه كسى كه تو را در توحيد مخصوص به تو يكتا دانسته ، و براى اين سپاسگزاريها غير از تو را مستحق ندانسته است ، و فقر و نياز مرا به تو جز فضل و كرم تو جبران نمىكند . ) مقصود از « هذا » جاى خطابه خواندن حضرت است . فرموده : اين جايى كه من در آن مشغول به تعظيم و توحيد تو هستم « مقام من افردك بالتّوحيد الّذى هو لك » جاى كسى است كه تو را مخصوص به توحيد مىكند ; اين مكان آنقدر مقدّس است