الشيخ المنتظري

638

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

موضوع بحث درسهايى از نهج البلاغه خطبه اشباح بود ، كه برحسب نهج البلاغه محمّد عبده شماره نود و يكم و برحسب نهج البلاغه فيض الاسلام شماره نود است . اين قسمتى كه خوانديم در مورد علم خداوند بود كه به همه چيز احاطه دارد ، كوچكترين حركتِ ناچيزترين موجوداتِ جهان را مىداند و از آن غافل نيست ، مخفى ترين افكار و انديشه هاى مخلوقات را مىداند و از آن غفلت ندارد . سخن حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در مورد علم خداوند در اين خطبه از « عالم السّرّ من ضمائر المضمرين » شروع شده و به « او ناشئة خلق و سلالة » ختم شده است . سخنى از ابن ابى الحديد در عظمت حضرت على ( عليه السلام ) ابن ابى الحديد كه يك عالم سنّى مذهبِ معتزلى است در تمجيد و تجليل از حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) راجع به اين قسمت از سخنان آن حضرت مىگويد : اگر نضر بن كنانة اين سخنان را مىشنيد به حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) چشم روشنى مىداد و به او مىگفت : آنچه را تو محكم نمودى از پايه ها و نشانه هاى توحيد كهنه و محو نشده بلكه خداوند براى تو از پشت من فرزندى را خارج نمود كه در جاهليت عرب از علوم توحيد پديد آورد آنچه را كه تو در جاهليت نبط پديد نياوردى ; بلكه اگر اين كلمات ارزشمند را ارسطاطاليسى كه معتقد بود خدا علم به جزئيات ندارد مىشنيد ، قلبش نسبت به خداوند خاشع و مو بر بدنش راست مىشد و فكرش مضطرب مىگشت . ببينيد آنچه بر اين سخن است از زيبايى و عظمت و شوكت و متانت و روانى و شيرينى و لطف و سلاست كه « لا ارى كلاماً يشبه هذا الاّ ان يكون كلام الخالق سبحانه ، فانّ هذا الكلام نبعة من تلك الشّجرة ، و جدول من ذلك البحر ، و جذوة من تلك النّار » من كلامى كه شبيه اين كلام باشد نمىبينم مگر اين كه آن كلام ، كلام خداى سبحان است كه اين كلام هم جوششى است از آن درخت ، جويبارى از آن دريا ، و قطعه آتشى است از همان آتش . « و كانه شرح قوله تعالى :