الشيخ المنتظري
62
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
از كلمه اوّل اين خطبه ( فتداكّوا ) معلوم است كه اين خطبه هم جزئى از يك خطبه است و اين اوّل خطبه نيست ، ( 1 ) برخى از شارحان معتقدند حضرت در اين خطبه راجع به كسانى سخن گفته اند كه اصرار به شروع جنگ با معاويه مىنمودند ، ( 2 ) امّا اين بر خلاف ظاهر كلام است و به نظر مىرسد اين قسمت از سخنان حضرت مربوط به روزهاى نخستين بيعتشان است كه مردم اطراف حضرت را گرفته بودند به طورى كه خود حضرت مىفرمايد : مردم از هر طرفى به من هجوم آوردند آن چنان كه پاهايم را فشار داده و ردايم را پاره كردند . ( 3 ) البتّه مقصود حضرت اين است كه من نرفتم دنبال اينها ، و اين مردم بودند كه براى بيعت با من اين چنين اطرافم را گرفتند و با من بيعت كردند . حكايت هجوم مردم براى بيعت با على ( عليه السلام ) « فَتَدَاكُّوا عَلَىَّ تَدَاكَّ الاِْبِلِ الْهِيمِ يَوْمَ وِرْدِهَا ، قَدْ اَرْسَلَهَا رَاعِيهَا ، وَخُلِعَتْ مَثَانِيهَا ، حَتَّى ظَنَنْتُ اَنَّهُمْ قَاتِلِىَّ ، اَوْ بَعْضَهُمْ قَاتِلُ بَعْض لَدَىَّ » ( پس مردم بر من هجوم آوردند مانند هجوم شتران تشنه هنگام وارد شدنشان براى آشاميدن آب كه پاى بندشان باز شده و ساربان آنها را رها كرده باشد ، به گونه اى كه گمان كردم مىخواهند مرا بكشند ، يا اين كه بعضى قصد كشتن بعض ديگر را نزد من داشتند . ) « تداكّوا » از مادّه « دَكَّ » و مصدر آن « تداكّ » به معناى كوبيدن است . « تداكّ الابل الهيم » مفعول مطلق نوعى است براى فاعل « تداكّوا » ، يعنى اين مردم هجوم آوردند و خودشان را به من مىزدند مانند هجوم شترهاى تشنه . « هيم » جمع « اَهْيَم » صفت
--> 1 - اين خطبه مشابهت زيادى با خطبه چهل و سوّم دارد ، ولى قرائنى كه جزئى از آن باشد وجود ندارد . 2 - شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 144 ; و منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 325 3 - نهج البلاغه ، خطبه شقشقيه ( خطبه سوّم )