الشيخ المنتظري
63
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
است براى « ابل » ، يعنى شترهاى تشنه . « يوم وردها » ظرف زمان است براى « تداكّ » يعنى روز وارد شدن آنها بر لب آب ، به هم خوردن شترها روزى است كه براى خوردن آب رها مىشوند ; وقتى شترها را براى آب خوردن رها مىكنند ، از بس براى رسيدن به آب عجله مىكنند هنگام دويدن به همديگر مىخورند . در اين تشبيه عظمت هجوم مردم براى بيعت با آن حضرت نشان داده شده است . اين كه چرا حضرت معمولا در مثالهايى كه مىآورند به شتر مثال مىزنند مطلبى قابل توجّه است ، ظاهراً در آن زمان عمده سرمايه عربها شتر بوده و از همه بيشتر نام شتر بر زبانها جارى بوده است . در اعراب براى شتر اسامى زيادى وجود دارد و اين به خاطر حالاتى است كه براى شتر وجود دارد ، اعراب براى هر يك از حالات شتر اسمى گذاشته كه بيش از هزار اسم و صفت است . در اينجا حضرت خواسته اند هجوم بى نظير مردم را براى بيعت مجسّم كنند ، آنها را به جمع شترهايى كه مدّتى تشنگى خورده و ناگهان آنها را براى خوردن آب رها كرده اند تشبيه فرموده اند . « قد أرسلها راعيها ، و خلعت مثانيها » يعنى شترهايى كه صاحبانشان آنها را رها كرده ، و زانوبندها را از پاهايشان باز كرده اند . « مثانى » جمع « مثناة » به معناى عقال و زانوبند است . اين دو جمله همچنان دو صفت هستند براى « ابل الهيم » . مقصود اين است كه اين شترها تا وقتى كه در قيد و بند بوده اند تشنگى را تحمّل مىكردند ، ولى وقتى باز شدند و از قيد و بند نجات آمدند ديگر سر از پا نمىشناسند و براى هجوم آوردن بر لب آب از سر و كلّه هم بالا مىروند . البتّه آوردن اين دو جمله هم در اهميّت تشبيه بى تأثير نيست . « حتّى ظننت انّهم قاتلىّ ، او بعضهم قاتل بعض لدىّ » هجوم براى بيعت به قدرى هولناك بود كه خيال كردم هجوم آورندگان قاتل جان من هستند ، يا اين كه بعضى از آنها در حضور من قاتل بعضى ديگرند . اين جمله نيز عظمت هجوم به طرف حضرت را مىرساند ; چون هدف حضرت از كشتن من يا از كشتن بعضى بعض