الشيخ المنتظري

615

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« فاهبطه بعد التوبة » خداوند حضرت آدم ( عليه السلام ) را بعد از اين كه توبه كرد از مقامش پايين آورد . اين عبارت حضرت صراحت دارد در اين كه اوّل حضرت آدم ( عليه السلام ) توبه كرد و بعد خداوند او را از مقامش پايين آورد و از بهشت بيرون كرد . ابن ابى الحديد و بعضى ديگر از شارحان گفته اند : توبه داراى مراتب است كه يك مرتبه آن در بهشت بود و مرتبه كاملش روى زمين بوده است . بعضى ها هم گفته اند : حضرت آدم در عرفات گريه زيادى كرد ، جبرئيل آمد و او را راهنمايى كرد . ( 1 ) « ليعمر ارضه بنسله » اصل قضيه اين است كه خداوند مىخواست بشر را روى زمين بياورد و زمين را با نسل او آباد كند ; ولى وقتى او را آفريد و او مقام شامخى داشت ، نخواست بدون تخلّف او را روى زمين بياورد و گرفتار عالم طبيعت كند ، امّا چون خودش به موقعيّت خود آگاهى نداشت و امر را توجّه نكرد موجب شد تا گرفتار شود ; پس او را به اين عالم آورد تا زمين به وسيله او و نسلش آباد شود . « و ليقيم الحجّة به على عباده » و خدا مىخواست به وسيله او حجّت خود را براى مردم به پا دارد . حضرت آدم ( عليه السلام ) اوّلين پيغمبر روى زمين بود ، او حجّت خدا روى زمين بود و بعد از او پيغمبرانى آمدند . « و لم يخلهم بعد ان قبضه » و بعد از آن كه حضرت آدم ( عليه السلام ) را قبض روح كرد و از اين دنيا برد ، جهان را خالى از حجّت و دليل نگذاشت . « ممّا يؤكّد عليهم حجّة ربوبيّته » ; « ممّا يؤكّد » بيان براى « و لم يخلهم » است ; مقصود اين كه وقتى خداوند حضرت آدم ( عليه السلام ) را قبض روح كرد ، چيزهايى را كه دليل ربوبيّت او بود روى زمين به جا گذاشت . « و يصل بينهم و بين معرفته » ; « يصل » عطف است بر « يؤكّد عليهم » ; يعنى « و ممّا يصل بينهم و بين معرفته » بعد از حضرت آدم ( عليه السلام ) زمين را از چيزهايى كه

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 5 به بعد ; شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 380 ; و منهاج البراعة ، ج 2 ، ص 112 به بعد ، و ص 250