الشيخ المنتظري

614

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نبوّت و پيامبرى دانسته اند ، و بعضى ديگر هم معتقد شده اند كه حضرت آدم ( عليه السلام ) هنگام گناه در بهشت توبه كرد و گناهش بخشيده شد و پس از آمدن به دنيا به مقام نبوّت نائل آمد و . . . به هر تقدير خداوند به آدم ( عليه السلام ) فهماند كه نبايد سراغ كارى كه از آن نهى شده برود ; زيرا اگر چنين كند متعرّض معصيت خداوند شده « و المخاطرة بمنزلته » و موقعيّت و مقام و منزلت خود را به مخاطره انداخته است ; مقام و موقعيّت آدم ( عليه السلام ) همان قرب الى اللّه بود كه در اوّل داشت و اين را از دست داد و از آن باغ اخراج شد . « فاقدم على ما نهاه عنه » بالاخره حضرت آدم ( عليه السلام ) اقدام كرد و همان كارى كه از آن نهى شده بود و بايد خويشتن دارى مىكرد انجام داد « موافاة لسابق علمه » اين چنين نبود كه خدا نمىدانست ، بلكه خدا مىدانست كه او خويشتن دارى نمىكند و بالاخره معصيت مىكند . اين جمله نمىخواهد بگويد علم خدا سبب معصيت حضرت آدم ( عليه السلام ) شد ، بلكه مىخواهد بگويد خدا بنده اى را كه خلق كرده همه رموز او را هم مىداند . « موافاة » يعنى در حالى كه عملش مطابق علم خدا و همراه با علم خدا بود ; خدا از ازل مىدانست كه آدم با اختيار خود از فرمان او سرپيچى كرده و نهى او را انجام مىدهد . پس اين چنين نيست كه علم خداوند علّت نافرمانى حضرت آدم ( عليه السلام ) باشد ، بلكه او با اختيار خود خدا را نافرمانى نمود . هبوط آدم ( عليه السلام ) و پيوستگى حجّت هاى الهى « فَاَهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوْبَةِ ، لِيَعْمُرَ اَرْضَهُ بِنَسْلِهِ ، وَلِيُقِيمَ الْحُجَّةَ بِهِ عَلَى عِبَادِهِ ، وَلَمْ يُخْلِهِمْ بَعْدَ اَنْ قَبَضَهُ ، مِمَّا يُؤَكِّدُ عَلَيْهِمْ حُجَّةَ رُبُوبِيَّتِهِ ، وَيَصِلُ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَعْرِفَتِهِ » ( پس بعد از توبه و بازگشت آدم ( عليه السلام ) را به زمين فرود آورد تا با نسل او زمينِ خود را آباد كند ، و براى بندگانش او را حجّت و راهنما قرار دهد ، و بعد از آن كه قبض روحش كرد مردم را در باب ربوبيّت و شناسايى خود كه بر پايه دليل استوار بود رها نكرد و به حال خود وا نگذاشت . )