الشيخ المنتظري
605
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
به حركت در آمد و مهيّاى باريدن شد . « وَالَْتمَعَ بَرْقُهُ فِى كُفَفِهِ ، وَلَمْ يَنَمْ وَمِيضُهُ فِى كَنَهْوَرِ رَبَابِهِ ، وَمُتَرَاكِمِ سَحَابِهِ » ( و برق ابر در اطرافش درخشيد ، و روشنايى و درخشندگى ابرهاى متراكم و مجتمع قطع نشد . ) « التمع » از مادّه « لَمْع » به معناى روشن شدن است ، « التمع برقه » يعنى برقش روشن شد ; اين جمله كنايه از همان رعد و برقى است كه ابرها هنگام باريدن دارند . « كُفَف » جمع « كُفّة » است ; اين لغت در عربى به فتح كاف ، كسر و ضمّ آن خوانده شده است ، فتح و كسر آن براى چيزهاى مدوّر و گرد مثل لاستيك ماشين و رينگ دوچرخه به كار مىرود ، ولى « كُفّة » براى چيزهاى دراز و دنباله دار است . اينجا هم حضرت امير ( عليه السلام ) در ابرها كه دنباله دار و دراز است - مدوّر و گرد نيست - كلمه « كُفَف » را كه جمع « كُفّة » است به كار برده اند ; مقصود اين است كه رعد و برق در دنباله ها و كرانه هاى ابرها روشن شد . « و لم ينم وميضه فى كنهور ربابه » ; « لم ينم » از « نام ينام » به معناى خوابيدن است . « وميضه » به معناى روشنايى برق آن ابر است . « كنهور » بر وزن « سَفَرْجَل » به معناى قطعه هايى از ابرهاى متراكم است . « رباب » به معناى ابر سفيد است . معناى جمله چنين است كه : و برق يا درخشش ابرهاى متراكم و سفيد نخوابيد و قطع نگرديد . « و متراكم سحابه » عطف بر « كنهور » است و اصل عبارت چنين مىشود : « و لم ينم وميضه فى متراكم سحابه » . « متراكم » به معناى در هم فشرده شده و نيز به معناى انبوه آمده است . يعنى برق و درخشش ابرهاى متراكم قطع نشده است ; اين دو جمله از جهت الفاظ و كلمات مختلف ، و از جهت معنا يكى هستند . « اَرْسَلَهُ سَحّاً مُتَدَارِكاً ، قَدْ اَسَفَّ هَيْدَبُهُ تَمْرِيهِ الْجَنُوبُ دِرَرَ اَهاضِيبِهِ وَدُفَعَ شَآبِيبِهِ » ( پى درپى ابر بارنده فرستاد ، كه به سبب سنگينى به زمين نزديك شد ، و پياپى باد جنوب آن را حركت داده و مىدوشيد و بارانهايش را پياپى و به دفعات بيرون مىآورد . )