الشيخ المنتظري
591
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
رام شدن و آرام گرفتن آبها و طوفانهاى آن شده است . « وَسَكَنَ هَيْجُ ارْتِمائِهِ اِذْ وَطِئَتْهُ بِكَلْكَلِهَا » ( و چون سينه زمين بر آب گسترده شد ، هيجان موج و زير و رو شدنش آرامش يافت . ) ضمائر مؤنثِ « ها » در جملات قبل از اين جمله به « بحار » برمى گردند ، ولى ضمائر مذكر در « ارتمائه » و « وطئته » به « آب » برمى گردد ، و ضمائر « ها » در « بكلكلها » در همين جمله و جملات بعدى به « زمين » برمى گردند . « هيج » از مادّه « هيجان » به معناى تحرّك شديد است . « ارتماء » از مادّه « رمى » از باب افتعال و به معناى تيراندازى به همديگر است ، و در اين جمله كنايه از به هم خوردن امواج است . « سكن هيج ارتمائه » يعنى آن تحرّك و به هم خوردن آبها از بين رفت و ساكن شدند . « وطئت » مؤنث « وَطِئَ » به معناى توافق و وفق است ، آن وقت به قدم گذاشتن روى زمين هم « وَطئَهُ » گفته مىشود از باب اين كه قدم با زمين موافق مىشود . در قرآن شريف هم آمده است : ( و لايطئون موطئاً يغيظ الكفّار ) ( 1 ) و هيچ قدمى كه كفّار را خشمگين كند برنمى دارند . « كلكل » به معناى جلوى سينه و گردن شتر است ; شتر وقتى مىخوابد و آرام مىگيرد جلوى سينه و گردنش را روى زمين مىگذارد . در « وطئته بكلكلها » تشبيه و كنايه وجود دارد ; در واقع زمين به شتر كه سينه خود را روى زمين مىگذارد ، يا مرغابى كه سينه خود را روى آب مىگذارد تشبيه شده ، و كنايه از اين است كه زمين روى آب آرام گرفت و مستقر شد . معناى جمله اين است كه وقتى زمين سينه خود را روى آب گذاشت و آرام گرفت ، همه هيجانهاى آبها آرام و ساكت شد . « وَذَلَّ مُسْتَخْذِياً اِذْ تَمَعَّكَتْ عَلَيْهِ بِكَوَاهِلِهَا » ( و هنگامى كه با شانه خود بر روى آب غلطيد ، آب شكسته و ذليل گشت . )
--> 1 - سوره توبه ، آيه 120