الشيخ المنتظري
565
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
در اين قسمت از خطبه اقسام مختلف ملائكه را برمى شمارند . « غمام » به معناى ابر ، و « دُلّح » جمع « دالح » به معناى سنگين است . « فى عظم الجبال » از باب اضافه صفت به موصوف است يعنى در كوههاى بزرگ . « الشّمّخ » جمع « شامخ » به معناى خيلى بلند است . « فى عظم الجبال الشّمّخ » يعنى در كوههاى بزرگِ خيلى بلند . « قَتَرَة » به ضم قاف هم خوانده شده و هر دو صحيح است به معناى تيرگى و تاريكى . « اَبْهم » به معناى مبهم است ، و « اَيْهم » نيز نقل شده كه به معناى چيزى است كه درون آن نامعلوم است . « فى قترة الظّلام الابهم » يعنى در آن تاريكى اى كه مبهم است و يا به نحوى است كه باطنش ديده نمىشود . اين قسمت در توصيف يك دسته از ملائكه بود ، گرچه ممكن است آن را توصيف سه دسته از ملائكه بدانيم : جمعى در ميان ابرها و موكّل بارانند ، برخى در ميان كوهها براى حفظ و نگهبانى آنها ، و گروه سوّمى در تاريكى ها براى راهنمايى مردمى كه راه را گم كرده جا گرفته اند ; و بعضى همچنين احتمال داده اند كه مقصود از اين جمله تشبيه ملائكه است : بعضى را در لطافت جسم به ابر ، و بعضى ديگر را در عظمت و بزرگىِ خلقت به كوهها ، و گروه سوّم را در سياهى به تاريكى ها تشبيه فرموده است . ( 1 ) و اين احتمال به حسب ظاهر لفظ قوى است . « وَمِنْهُمْ مَنْ خَرَقَتْ اَقْدَامُهُمْ تُخُومَ الاَْرْضِ السُّفْلَى » ( و دسته ديگر از فرشتگان كسانى هستند كه قدمهاى آنان زمين را سوراخ كرده و به پايين ترين نقطه زمين رسيده اند . ) « خرقت » به اعتبار « اَقدام » مؤنّث آورده شده و از مادّه « خرق » به معناى پاره كردن است . « اقدام » جمع « قَدم » و فاعل « خرقت » مىباشد . « تخوم » جمع « تَخْم » به معناى نهايت و منتهاى زمين است ; مىفرمايد : و يك دسته از ملائكه
--> 1 - ترجمه و شرح فيض الاسلام ، ص 254