الشيخ المنتظري

564

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« هيبة جلالته » نيز عطف بر « عظمته » است ; يعنى آن چيزى كه در اعماق قلبهاى آنان از عظمت خدا و هيبت جلالت او ساكن شده ، با تحيّر از دلهاى آنها كَنده نمىشود . ( 1 ) « و لم تطمع فيهم الوساوس » حضرت در اين جملات اوصاف انسانى را از ملائكه دور كرده است و لذا در اين جمله هم فرموده : در ملائكه طمع و وسوسه شيطان وجود ندارد ; انسانها مورد طمع و وسوسه هاى شياطين هستند ، و شياطين با وسوسه كردن در دلهاى انسانها آنها را فريب مىدهند ، ولى ملائكه مورد طمع وساوس شيطانى نيستند براى اين كه شياطين به حريم ملائكه نزديك نمىشوند . « فتقترع برينها على فكرهم » ; كلمه « تقترع » « تفترع » هم نقل شده و هر دوى آنها صحيح است ; اگر « تقترع » باشد از مادّه « اقتراع » به معناى نوبت به نوبت است ، نه اين كه وسوسه به طور دائم نيست و وقتى كه انسان ايمانش كامل شود شيطان مىآيد و وسوسه مىكند لذا به « اقتراع » تعبير كرده اند كه به معناى نوبت به نوبت است ; و اگر « تفترع » باشد از مادّه « افتراع » به معناى علوّ و سلطه است ، يعنى تا به وسيله چركى اش بر فكرهاى آنها سلطه پيدا كند . « رين » به معناى كثافت و چركى است كه در اينجا مقصود همان شك و وسوسه است . بنابراين معناى همه كلام حضرت اين است كه ملائكه مورد طمعِ وسوسه هاى شياطين نيستند تا اين كه شياطين نوبت به نوبت سراغ آنها آمده و بر فكر آنها مسلّط شوند . اشاره اى ديگر به اصناف ملائكه « مِنْهُمْ مَنْ هُوَ فِى خَلْقِ الْغَمَامِ الدُّلَّحِ ، وَفِى عِظَمِ الْجِبَالِ الشُّمَّخِ ، وَفِى قَتَرَةِ الظَّلاَمِ الاَْبْهَمِ » ( دسته اى از فرشتگان كسانى هستند كه در ميان ابرهاى پر از باران و در كوههاى بلند و در تاريكى ها كه راه در آن گم شود قرار دارند . )

--> 1 - اين جمله از نظر معنا و مفهوم با جمله « و لاسلبتهم الحيرة ما لاق من معرفته بضمائرهم » يكى است و فقط تفنّن در عبارت است .