الشيخ المنتظري
562
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَلَمْ تَرْمِ الشُّكُوكُ بِنَوَازِعِهَا عَزِيمَةَ اِيمانِهِمْ ، وَلَمْ تَعْتَرِكِ الظُّنُونُ عَلى مَعَاقِدِ يَقِينِهِمْ » ( و ايمان آنان را هيچ گونه شك و ترديدى متزلزل نساخته ، و هيچ گمانى بر موارد يقين محكم آنها وارد نگشته است . ) « لم ترم » از « رمى » به معناى تير انداختن است . « شكوك » جمع « شك » و فاعل « لم ترم » است . « نوازع » جمع « نازعة » به معناى كمان است كه كشيده مىشود ، و در حقيقت فاعلِ به معناى مفعول است . « عزيمة » فعيلِ به معناى مفعول ، به معناى « معزومة » يعنى تصميم گرفته شده است ; « و لم ترم الشّكوك بنوازعها عزيمة ايمانهم » يعنى شك و ترديدها به وسيله كمانهايش به سوى تصميم هاى ايمانى آنها تيرى نمىاندازد . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در اين جمله « شكوك » را به يك انسان مسلّح و كمان به دست تشبيه كرده كه يقينِ انسانها را مورد هدف قرار داده است . انسان معمولاً مورد تهاجم قوّه شهوت و غضب قرار مىگيرد و تهاجم آنها به يقينِ انسان ضربه مىزند ; وقتى در موردى شك به انسان حمله كند چه بسا يقين خود را از دست مىدهد ، در صورتى كه ملائكه از اين تهاجم در امان هستند . « و لم تعترك الظّنون على معاقد يقينهم » ; « لم تعترك » از مادّه « اعتراك » به معناى « ازدحام » است . « معاقد » جمع « معقد » به معناى مكان و محلّ يقين است . در اين جمله هم « ظنون » به انسانِ هجوم برنده تشبيه شده است ; يعنى گمانها بر محلّ يقين ملائكه هجوم نمىبرند . خلاصه ملائكه از هجوم شك و ترديد و از ازدحام ظنّ و گمان و هر نيروى شيطانى ديگر مصون و محفوظ هستند . « وَلا قَدَحَتْ قادِحَةُ الاِْحَنِ فِيَما بَيْنَهُمْ ، وَلاَ سَلَبَتْهُمُ الْحَيْرَةُ ما لاقَ مِنْ مَعْرِفَتِهِ بِضَمائِرِهِمْ » ( و آتش كينه و دشمنى ميان آنان افروخته نشده ، و حيرت و سرگردانى معرفتِ درونى آنان را نمىربايد . ) « قدح » دو جور معنا شده : يكى به معناى عيب جويى و ديگرى به معناى