الشيخ المنتظري

532

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

و نابود كرديم و آيت روز را روشن و جلوه گر ساختيم تا شما در روز از فضل خدا طلب نموده و حساب كارها و شمار سالها را بدانيد ; حضرت امير ( عليه السلام ) فرموده اند : « ليميز بين اللّيل و النّهار بهما » تا اين كه به وسيله سير خورشيد و ماه بين شب و روز تميز داده شده « و ليعلم عدد السّنين و الحساب بمقاديرهما » و تا به مقدار و اندازه حركت آنها عدد و شماره سالها و حساب كارها دانسته شود . گردش زمين چهار فصل سال را به وجود مىآورد ، سبزى گياهان با نور خورشيد است و اين با گردش زمين به دور خود و به دور خورشيد متحقّق مىگردد . جزر و مدّ درياها به وسيله ماه صورت مىگيرد كه آن هم به وسيله حركت ماه و موقعيّت آن با زمين است . خلاصه حركت خورشيد و ماه و زمين را به گونه اى قرار داده تا امور روزمرّه ساكنان زمين بچرخد ; ماه‌هاى دوازده گانه اى كه مردم اعمال و رفتار خود را بر آن تنظيم مىكنند ; وقت حج و روزه و بسيارى از فضيلت ها را كه مىشناسند بر اثر همين حركت ماه است . ستارگان ثابت و سيّار « ثُمَّ عَلَّقَ فِى جَوِّهَا فَلَكَهَا ، وَناطَ بِهَا زِينَتَهَا مِنْ خَفِيَّاتِ دَرارِيِّهَا ، وَمَصَابِيحِ كَوَاكِبِها » ( سپس در فضاى آسمان فلك را معلّق نگه داشت ، و ستاره هايى را كه مانند درّ سفيدِ پنهان است و ستاره هايى را كه مانند چراغهاى روشن است مايه زينت و آرايش آسمان قرار داد . ) « علّق » به معناى رها كردن و معلّق نگه داشتن است . مقصود از « جوّها » همين فضاى لايتناهايى است كه به آن آسمان گفته مىشود . مقصود از « فلكها » آن مدارهايى است كه خورشيد و ماه و زمين و ساير ستاره ها در آن حركت مىكنند ; « ثمّ علّق فى جوّها فلكها » پس خداوند مدار اين ماه و خورشيد و ستارگان را در اين فضاى بى پايان رها و معلّق نگاه داشته است . « و ناط بها زينتها » ; « ناط » به معناى وابسته كردن است ; حضرت مىفرمايد :