الشيخ المنتظري
50
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
را دو خطبه قرار داده است ; خطبه اوّل درباره بىوفايى دنيا و بى توجّهى به آن و ترغيب مردم به آخرت و بزرگ شمردن ثواب و عقاب آخرت است ، و خطبه دوّم در مورد عيد قربان و صفت حيوان قربانى است ; مفصّل اصل خطبه را مرحوم صدوق در كتاب « من لا يحضره الفقيه » با كمى تفاوت در عبارات ذكر كرده است ، ( 1 ) اگر آقايان بخواهند مىتوانند در آنجا ملاحظه كنند ، ولى ما فعلاً همين ترتيبى را كه در نهج البلاغه است رعايت مىكنيم . حضرت در اين خطبه پنجاه و دوّم ابتدا در مورد بىوفايى دنيا مىفرمايد : بىوفايى دنيا « اَلاَ وَإنَّ الدُّنْيَا قَدْ تَصَرَّمَتْ ، وَآذَنَتْ بِوَدَاع ، وَتَنَكَّرَ مَعرُوفُهَا ، وَاَدْبَرَتْ حَذَّاءَ » ( آگاه باشيد كه دنيا رو به فنا و نيستى گذاشته ، و گذشت خود را اعلام نموده ، خوبى هاى آن ناشناخته است ، و سريع پشت نموده اند . ) « تصرّمت » از مادّه « صرم » ، و « صرام النّخل » به معناى چيدن خرماست ، اصل معناى « صرام » قطع است و قطع خوشه هاى خرما را هم « صرام » مىگويند ; پس اگر گفته شد « انّ الدّنيا قد تصرّمت » يعنى دنيا قطع شده است . « آذنت » از باب افعال و از مادّه « اَذِنَ » به معناى اعلان است ، و اذان مصطلح هم به معناى اعلان وقت نماز است . « و آذنت بوداع » يعنى اين دنيا اعلام به جدايى و خداحافظى مىكند ، دارد وداع مىكند . « و تنكّر معروفها » ، نوعاً شارحين نهج البلاغه « تنكّر » را به معناى جهل و مجهول معنا كرده اند ; ( 2 ) يعنى خوبى هاى دنيا شناخته نشده است . ولى من بعيد نمىدانم كه
--> 1 - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 518 2 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 333 ; شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 138 ; و منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 312