الشيخ المنتظري

497

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

( و گواهى مىدهم به اين كه هر كس تو را تشبيه كند به مخلوقات تو كه داراى اعضاى گوناگون و مفصل هاى كوچك به هم پيوسته پنهان هستند برحسب تدبير و حكمت تو ، در اعماق ضمير خود تو را نشناخته است . ) در مورد آنهايى كه خدا را - العياذ باللّه - به چيزها و يا به انسانها تشبيه مىكرده اند فرموده است : « و اشهد انّ من شبّهك بتباين اعضاء خلقك » و شهادت مىدهم بر اين كه آنهايى كه تو را تشبيه به اعضاء و جوارح متباين مخلوقت مىكنند « و تلاحم حقاق مفاصلهم المحتجبة لتدبير حكمتك » و تو را به آن نرمى هاى سر مفصل هاى به هم جوش خورده و جفت و جورى كه پوشيده شده است برحسب حكمت تو تشبيه كرده اند . در بعضى نسخه ها به جاى « المحتجبة » ، « المحتجّة » آمده است كه به معناى احتجاج كننده است ; و معنا اين است كه خداوند در قيامت با اين بدن ظريف و دقيقى كه به شما داده بر شما احتجاج مىكند ، اين معنا در صورتى است كه « محتجّة » باشد ; ( 1 ) امّا اگر « محتجبة » باشد به معناى پوشيده است . « لم يعقد غيب ضميره على معرفتك » چنين افرادى اندرون دلشان را بر معرفت و شناخت تو منعقد نكرده اند ; مقصود اين است كه چنين افرادى معرفت خداوند را به دل نبسته و آن گونه كه بايد خدا را نشناخته اند . « وَلَمْ يُبَاشِرْ قَلْبَهُ الْيَقِينُ بِاَنَّهُ لاَ نِدَّ لَكَ » ( و دل او يقين ننموده كه مثل و مانندى براى تو وجود ندارد . ) اين جمله عطف بر « لم يعقد . . . » مىباشد كه خبر است براى « أَنّ » در جمله قبل ; مىفرمايد : و شهادت مىدهم بر اين كه آن كس كه تو را به اعضاى مختلف و به جفت و جور بودن مفاصل تشبيه مىكند ، در قلبش معرفت به تو منعقد نشده ; « و لم يباشر قلبه اليقين بأنّه لا ندّ لك » و نيز در دل او يقين به اين كه براى تو شريك و

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 414