الشيخ المنتظري

498

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

مانندى نيست وجود ندارد . « ندّ » در اين جمله حضرت به معناى شبيه است ، « ندّ » غير از « ضدّ » است ; « ضدّ » به معناى مخالف و « ندّ » به معناى مثل است . « وَكَاَنَّهُ لَمْ يَسْمَعْ تَبَرُّءَ التَّابِعيِنَ مِنَ الْمَتْبُوعِينَ ; اِذْ يَقُولُونَ : ( تَاللَّهِ اِنْ كُنَّا لَفِى ضَلاَل مُبِين ، اِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ) » ( و گويا چنين فردى بيزارى پيروان از رهبران را نشنيده است كه - در قيامت - مىگويند : به خدا سوگند ما در ضلالت و گمراهى آشكار بوديم هنگامى كه شما را با پروردگار عالميان برابر مىنموديم . ) قسمتى از اين جمله مأخوذ از قرآن شريف است ، خداوند در آيات 97 و 98 از سوره شعراء از قول همينهايى كه خدا را جسم مىدانند مىگويد : به خدا سوگند ما در دنيا در راه ضلالت بوديم ، زيرا كه شما را با خداوند عالم برابر مىشمرديم . حضرت امير ( عليه السلام ) در اين جمله اشاره به اين معنا كرده كه اين افراد در عين حال كه شنيده اند در روز قيامت هر تابعى اعلام بيزارى از متبوع خود مىكند ، ولى مثل اين كه نشنيده اند ، حالا از بتها پيروى مىكنند و در روز قيامت اظهار ندامت مىكنند . فرموده اند : « و كأنّه لم يسمع تبرّء التّابعين » و مثل اين كه چنين آدمى نشنيده است اعلام برائت تابعين را « من المتبوعين » از آنهايى كه پيروى آنان را مىكردند . اين افراد تابع بتها شده بودند ; لات ، هبل و عزّى را پرستش مىكردند ، ولى در قيامت از اين پيروىِ خود پشيمانند و اعلام برائت مىكنند ، « اذ يقولون » زمانى كه اينها در تبرّى از بت پرستى مىگويند : ( تاللّه اِن كنّا لفى ضلال مبين ) به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكارى بوديم ، ( اذ نسوّيكم بربّ العالمين ) هنگامى كه شما را با خداوند عالم برابر مىشمرديم . « كَذَبَ الْعَادِلُونَ بِكَ ، اِذْ شَبَّهُوكَ بِاَصْنامِهِمْ » ( دروغ گفتند آنهايى كه تو را با مخلوقات برابر نمودند ، زمانى كه تو را به بتهايشان تشبيه مىكردند . )