الشيخ المنتظري
468
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
به بهشت و نعمت هاى آن پذيرفته و سعادت ابدى را طالب اند ، و خداوند هم راه را براى رسيدن آنان به سعادت ابدى روشن و واضح كرده است . سخاوت خدا نسبت به بندگان « وَلَيْسَ بِمَا سُئِلَ بِاَجْوَدَ مِنْهُ بِمَا لَمْ يُسْأَلْ » ( و سخاوت او نسبت به چيزى كه از او درخواست شده بيش از آنچه از او درخواست نشده نيست . ) مى فرمايد : اين طور نيست كه سخاوت خداوند نسبت به آنهايى كه از او خواسته اند بيشتر از آنهايى باشد كه از او طلب نكرده اند ; چه بسا چيزهايى را به كسانى مىدهد كه از او طلب نكرده اند ، و محروم مىكند كسانى را كه از او طلب كرده اند . البتّه دعا و تضرّع و زارى مؤثر است ولى دعا هم داراى شرايط است . اين جمله حضرت به اين معنا نيست كه ترك دعا و نيايش كنيم ، بلكه بايد دعا كرد ، ولى اين طور هم نيست كه خدا خواسته هاى سؤال كنندگان را بدهد و ديگران را محروم كند ، او نسبت به همه بندگان و مخلوق خود جود و كرم دارد . سرمدى و نامرئى بودن خدا « اَلاَْوَّلُ الَّذِى لَمْ يَكُنْ لَهُ قَبْلٌ فَيَكُونَ شَىْءٌ قَبْلَهُ ، وَالاْخِرُ الَّذِى لَيْسَ لَهُ بَعْدٌ فَيَكُونَ شَىْءٌ بَعْدَهُ » ( او اوّلى است كه آغازى ندارد تا پيش از او چيزى باشد ، و او آخرى است كه براى او پايانى نيست تا بعد از او چيزى باشد . ) اين بحث را قبلاً به مناسبتهاى ديگرى و از جمله در خطبه اوّل مطرح كرده و كاملاً شرح داده ايم كه خداوند تبارك و تعالى سرمدى است ; يعنى از ازل بوده و تا ابد هم خواهد بود ، او نه آغازى دارد تا از آن مبدأ به وجود آمده باشد و نه پايانى دارد تا به سوى منتهاى خود سير كند . مقصود حضرت در اين جمله اين است كه