الشيخ المنتظري
431
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
به كار مىرود ; يعنى نَفْس خود را از كار زشت باز نمىدارند ; « يعملون فى الشّبهات » در كارهاى شبهه ناك وارد مىشوند و عمل مىكنند ، « و يسيرون فى الشّهوات » و در شهوات و تمايلات نفسانى سير مىكنند ; يكى دنبال مال و ثروت مىرود ، ديگرى دنبال مقام و رياست است ، و خلاصه هر كسى دنبال چيزى است به غير از آخرت و قيامت و حق و حقيقت ; در اين ميان اسم دين را هم مىآورند . امام حسين ( عليه السلام ) در كربلا فرموده اند : « النّاس عبيد الدّنيا و الدّين لعق على السنتهم » ( 1 ) مردم بندگان دنيا هستند و دين يك لقلقه زبانى آنها بيش نيست . « اَلْمَعْرُوفُ عِنْدَهُمْ مَا عَرَفُوا ، وَالْمُنْكَرُ عِنْدَهُمْ مَا اَنْكَرُوا ، مَفْزَعُهُمْ فِى الْمُعْضِلاَتِ اِلَى اَنْفُسِهِمْ ، وَتَعْوِيلُهُمْ فِى الْمُهِمَّاتِ عَلَى آرَائِهِمْ » ( معروف و پسنديده نزد آنها چيزى است كه خودشان نيكو شناخته اند ، و منكر و ناشايسته هم چيزى است كه خودشان بد مىدانند ، در مشكلات خودشان پناهگاه خود هستند ، و در امور پوشيده اعتمادشان به رأى خودشان است . ) كسى كه مسلمان شده بايد اعمال و كردارش مطابق قوانين شرع باشد و در حلال و حرام و معروف و منكر از قرآن و سنّت پيروى كند ، نه اين كه مطابق ميل و خواسته خود عمل نمايد ; ولى اينها اين چنين هستند كه خودشان را مجتهد مىدانند و در هر موضوع و مسأله اى نظر مىدهند . « المعروف عندهم ما عرفوا » خوب هم آن چيزى است كه به نظر آنها خوب باشد « و المنكر عندهم ما انكروا » و كار زشت و بد هم چيزى است كه آنها زشت و بد بدانند ; در همه مسائل مطابق رأى و نظر خودشان عمل مىكنند گرچه عقل صحيح و سالم انكار داشته باشد . خلاصه در نظر آنها معيار قرآن و پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و علىّ و ائمه ( عليهم السلام ) نيست ، بلكه معيار در نيكى و بدى
--> 1 - تحف العقول ، ص 245 ، چاپ مؤسسه نشر اسلامى