الشيخ المنتظري
427
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
خود را بدهد ، فقير هم مهلتى دارد تا امتحان خود را در صبر با بى پولى و فقر بدهد ، قدرتمند هم مهلتى دارد ، ضعيف هم مهلتى دارد ، و خلاصه هر كسى مهلتى دارد ; اين طور نيست كه خداوند ظالمين را به مجرّد انجام يك ظلم و يا يك گناه هلاك كند ، بلكه به آنها مهلتى مىدهد ، به آنها رفاه و خوشى مىدهد تا در اين ميان امتحان خود را بدهند . « و لم يجبر عظم احد من الامم الاّ بعد ازل و بلاء » ; « لم يجبر » از « جبران » است ; « عظم » استخوان است ; « امم » جمع « امّت » به معناى قوم و عدّه است ; « ازل » به معناى شدّت و سختى است ; « بلاء » هم به معناى ابتلاء است ; مىفرمايد : و خدا شكستگىِ استخوان قوم و ملّتى را جبران نمىكند مگر بعد از آن كه آن قوم و ملّت را آزمايش كند ; اين جنگ و ستيزها ، اين فقر و فاقه ها ، و حتّى اين خوشى ها در اين دنيا همه براى امتحان بشر در اين عالم است . عبرت پذيرى از گذشته و آينده و شرط آن « وَفِى دُونِ مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ عَتْب ، وَمَا اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْب ، مُعْتَبَرٌ ، وَمَا كُلُّ ذِى قَلْب بِلَبِيب ، وَلاَ كُلُّ ذِى سَمْع بِسَمِيع ، وَلاَ كُلُّ نَاظِر بِبَصِير » ( و در سختى هايى كه به آن رو آورديد ، و كارهاى بزرگ و گرفتاريهايى كه از آن پشت گردانيديد عبرت است ، نه هر صاحب قلبى خردمند ، و نه هر صاحب گوشى شنوا ، و نه هر صاحب چشمى بيناست . ) « عتب » در جمله نهج البلاغه اگر به سكون « ت » باشد به معناى غضب و سختى ، و اگر به فتح « ت » باشد به معناى عتاب و سرزنش روزگار است ; و عبارت « من عتب » بيان كلمه « ما » در عبارت « ما استقبلتم » است ، و جمله « و فى دون ما استقبلتم . . . معتبر » مبتدا و خبر است . « خطب » به معناى مصيبت است ، و « من خطب » بيان ابهام « ما » در « ما استدبرتم » را مىكند ; حال با اين تركيبى كه