الشيخ المنتظري

428

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بيان شد معناى جمله چنين است : و در كمترين و پايين ترين سختى و شدايد دنيا كه شما به آن رو مىآوريد و در كمترين و پايين ترين مصيبتى كه شما به آن پشت مىكنيد ، درس عبرت و پند و اندرز است . شايد مقصود حضرت امير ( عليه السلام ) از مصيبت هايى كه به آن پشت كرده ايد ، مصيبت هايى باشد كه در زمان شيخين و عثمان به مردم رسيده و مردم آن فتنه ها را پشت سر گذاشته اند . و مقصود از شدايد و سختى هايى كه بعد به آن رو مىكنند ، همان فتنه هاى معاويه ، يزيد ، مروان حكم و طايفه بنى اميّه باشد ; چون اينها شدايد و سختى هايى بود كه بعد از شهادت حضرت امير ( عليه السلام ) گريبان گير مردم شد . خلاصه در همه اينها عبرت و پند و اندرز و امتحان است . بلى اينها براى گرفتن عبرت و پند و اندرز است ، امّا كجاست آن آدمى كه عبرت بگيرد . « و ما كلّ ذى قلب بلبيب » و چنين نيست كه هر داراى عقلى صاحب مغز و تفكّر باشد ، « و لا كلّ ذى سمع بسميع » و چنين نيست كه هر صاحب گوشى شنوا ، « و لا كلّ ناظر ببصير » و هر صاحب چشمى داراى بصيرت باشد ، و با ديدن و شنيدن عبرت بگيرد ; قرآن شريف هم در اين مورد فرموده است : ( لهم قلوب لايفقهون بها و لهم اعين لايبصرون بها و لهم آذان لايسمعون بها ) ( 1 ) براى اينها قلبى كه وسيله تفكّر است وجود دارد امّا به وسيله آن تفكّر نمىكنند ، چشم كه وسيله ديدن نشانه هاى خداست وجود دارد امّا نشانه هاى خدا را نمىبينند ، و گوش كه وسيله شنيدن كلام حق است وجود دارد امّا نمىشنوند . پس اين چنين نيست كه هر كس وسيله تعقّل و عبرت گرفتن را داشته باشد بتواند عبرت بگيرد ، عموم مردم جهان داراى عقل و درك هستند و علامت عقل نيز

--> 1 - سوره اعراف ، آيه 179