الشيخ المنتظري

367

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به معناى فحش استعمال كرده اند . بنابراين « ان يمنح القوم سبّته » يعنى ماتحت خود را به مردم بخشيده است ، و اگر « ان يمنح القَرم سبّته » باشد يعنى ماتحت را به مرد شجاع بخشيده است ; مثل همان موقعى كه در جنگ صفّين با حضرت امير ( عليه السلام ) روبرو شد ، وقتى خود را در معرض خطر ديد ماتحت خود را عريان كرد و حضرت او را رها كرد . ( 1 ) آنهايى كه به حضرت امير ( عليه السلام ) خرده گيرى مىكنند كه چرا حضرت او را رها كرد و مگر يك نگاه براى نابودى يك مفسد چقدر گناه دارد ، از اين نكته غافل اند كه بين اعراب چنين مرسوم بوده است كه اگر كسى در موردى ماتحت خود را عريان مىكرد دليل بر نهايت بيچارگى و ذلّت او بود ، و اگر طرف مقابل در عين حال كه او ماتحت خود را عريان كرده او را مىكشت ، عرب او را ذليل تر از مقتول مىدانستند و براى هميشه خود و فرزندانش را مذمّت مىكردند ، بنابراين حضرت امير ( عليه السلام ) به خاطر اين رسم اعراب است كه دست از كشتن عمروعاص در آن هنگام برداشت . تفاوت اساسى در رفتار على ( عليه السلام ) و عمروعاص « اَمَا وَاللهِ اِنِّى لَيمْنَعُنِى مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْتِ ، وَاِنَّهُ لَيمْنَعُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْيَانُ الاْخِرَةِ » ( به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از شوخى و بازيگرى منع مىكند ، و فراموشى آخرت هم عمروعاص را از گفتن حرف حق باز مىدارد . ) نه اين كه عمروعاص تهمت بازيگرى و حتّى شوخى با زنان را به حضرت على زده بود ، حالا حضرت در مقام جواب مىفرمايد : « اما والله » به خدا سوگند شما را آگاه مىكنم « انّى ليمنعنى من اللّعب ذكر الموت » كه ياد مرگ مرا از شوخى و

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 314 تا 316 ; و منهاج البراعة ، ج 6 ، ص 85 و 86