الشيخ المنتظري

368

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بازيگرى باز مىدارد . حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) عبوس و خشن نبود ، ولى كارهاى مبتذلى كه عمروعاص به حضرت نسبت مىداد هم دروغ و تهمت و خلاف واقع بود . خلاصه مىفرمايد : من به ياد مرگ هستم ، و همين ياد مرگ مرا از كار مبتذل باز مىدارد ; « و انّه ليمنعه من قول الحقّ نسيان الآخرة » ولى عمروعاص به اين خاطر كه آخرت را فراموش كرده سخن و حرف حق نمىزند . حضرت على ( عليه السلام ) بعد از اين فرموده است : « اِنَّهُ لَمْ يُبَايِعْ مُعَاوِيَةَ حَتَّى شَرَطَ لَهُ اَنْ يُؤْتِيَهُ أَتِيَّةً ، وَيَرْضَخَ لَهُ عَلَى تَرْكِ الدِّينِ رَضِيخَةً » ( عمروعاص با معاويه بيعت نكرد تا اين كه با او شرط كرد به وى عطايى و در برابر ترك دين رشوه و بهايى بدهد . ) عمروعاص در سال هشتم هجرى به همراه خالد بن وليد و عثمان بن طلحه از ترس شمشير لشگر اسلام اظهار اسلام كرد و برحسب ظاهر از مسلمانان و از صحابه حضرت خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله و سلم ) محسوب مىشد . ( 1 ) حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هم در اين جمله برحسب ظاهر سخن گفته و مىفرمايند : « انّه لم يبايع معاوية حتّى شرط له ان يؤتيه اتيّة » او با معاويه بيعت نكرد مگر اين كه شرط كرد بخششى به او بدهد . « اتيّة » به معناى « عطيّة » است . « و يرضخ له على ترك الدّين رضيخة » معاويه هم به اين خاطر كه عمروعاص دينش را براى او رها كرده بود ، جايزه اى به عمروعاص داد . اين كه حضرت در جمله خود تعبير به « ترك الدّين » فرموده اند برحسب ظاهر است ، و گرنه عمروعاص از اوّل اسلامش منافقانه و از ترس لشگر اسلام بوده و دينى نداشته تا بخواهد آن را براى معاويه ترك كند .

--> 1 - مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 741 به بعد ; الاستيعاب فى معرفة الاصحاب ، ج 2 ، ص 508 ; و الاصابة فى تمييز الصحابة ، ج 3 ، ص 2