الشيخ المنتظري

366

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« و يخون العهد » و از خصوصيّات عمروعاص اين است كه به عهد و پيمانهاى خود خيانت مىكند ، « و يقطع الالّ » و ارتباط را قطع مىكند ; خواه ارتباط خويشاوندى باشد يا ارتباط عهد و پيمانى ، او هيچ گونه عهد و پيمان را محترم نمىشمارد و فقط منافع خود را در نظر مىگيرد . « فَاِذَا كَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَىُّ زَاجِر وَآمِر هُوَ ، مَا لَمْ تَأْخُذِ السُّيُوفُ مَآخِذَهَا ، فَاِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ اَكْبَرُ مَكِيدَتِهِ اَنْ يَمْنَحَ الْقَوْمَ سُبَّتَهُ » ( و چون در ميدان جنگ حاضر شود تا هنگامى كه جنگ شروع نشده اهل امر و نهى و سر و صداست ، و همين كه جنگ شروع شود بزرگترين حيله اش اين است كه عورت خود را به مردم نشان مىدهد . ) « فاذا كان عند الحرب » وقتى پاى جنگ در ميان باشد ، به جاى صلح طلبى و خاموش كردن جنگ « فأىّ زاجر و آمر هو » آتش افروزى مىكند و مردم را به جنگ با على ( عليه السلام ) تشويق مىكند . « ما لم تأخذ السّيوف مآخذها » البتّه اين تشويق كردن او تا هنگامى است كه شمشيرها به كار نيفتاده باشند ، « فاذا كان ذلك » و گرنه وقتى كه جنگ شروع شود « كان اكبر مكيدته ان يمنح القوم سبّته » بالاترين حيله او اين است كه عورت خود را به مردم نشان مىدهد . در اين نهج البلاغه اى كه نزد ماست « ان يمنح القِرم » آمده ، در صورتى كه دو نسخه از نهج البلاغه هاى خطّى خيلى قديمى را كه اُفست شده و مربوط به سده اوّلِ پس از مرحوم سيّد رضىّ است من نگاه كردم « يمنح القوم » است ، و علاوه بر اين « ان يمنح القرم » معنا نمىدهد ، لغتنامه هاى زيادى را كه من ديدم اصلا « قِرم » در هيچ يك از آنها نيامده ، تنها « قَرم » به معناى شجاع استعمال شده است . « سُبّةٌ » به معناى ماتحت است . « سبَّهُ ، يسُبُّه » را عربها براى نسبت لواط به كار مىبرند ، و به مرور زمان « سبّ » را كه از همين مادّه است از باب اين كه بزرگترين فحش است ،