الشيخ المنتظري

365

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت مىفرمايد : عمروعاص به من چنين تهمتى زده است ، « لقد قال باطلا » حرف و سخن او سخن باطلى بوده « و نطق آثماً » و كلام گناهكارانه اى است . نشانه هاى نفاق عمروعاص « اَمَا وَشَرُّ الْقَوْلِ الْكَذِبُ ، اِنَّهُ لَيَقُولُ فَيَكْذِبُ ، وَيَعِدُ فَيُخْلِفُ ، وَيَسْأَلُ فَيُلْحِفُ ، وَيُسْأَلُ فَيَبْخَلُ ، وَيَخُونُ العَهْدَ ، وَيَقْطَعُ الاِْلَّ » ( آگاه باشيد كه بدترين گفته ها گفتار دروغ است ، و عمروعاص وقتى سخن مىگويد دروغ است ، وقتى وعده مىكند تخلّف مىنمايد ، وقتى سؤال مىكند اصرار مىورزد ، وقتى از او سؤال مىشود بخل مىورزد ، او به عهد و پيمان خيانت مىكند ، و از خويشان خود دورى مىنمايد . ) اين جملات در معرّفى عمروعاص است . ابتدا فرموده اند : « اما و شرّ القول الكذب » آگاه باشيد كه بدترين گفتار گفتار دروغ است . اين چيزى كه در بين ملّت ما مانند آب خوردن است ، حضرت امير ( عليه السلام ) در اين جمله دروغ گفتن را بدترين سخنان معرّفى فرموده و بعد در مورد معرّفى عمروعاص فرموده است : « انّه ليقول فيكذب » عمروعاص سخن مىگويد و سخنش دروغ است ، « و يعد فيخلف » و به ديگران وعده مىدهد و خلاف وعده خود عمل مىكند . اين دو صفت اصولا در سياستمداران دنيا هم وجود دارد ; وقتى با مردم سخن مىگويند ، دروغ مىگويند ; اگر از آنها بپرسند چرا دروغ مىگوييد ؟ جواب مىدهند : اين دروغ سياسى است ! وعده مىدهند ولى عمل به وعده هاى خود نمىكنند ، اگر بگوييم چرا خلاف وعده عمل مىكنيد ؟ جواب مىدهند : وعده سياسى بود ! و . . . « و يسأل فيلحف » و چيزى را از ديگران درخواست مىكند و آنقدر اصرار مىكند تا خواسته خود را بگيرد ، « و يسأل فيبخل » امّا در عوض وقتى كسى چيزى از عمروعاص درخواست كند ، بخل مىورزد و حاجت حاجتمند را برآورده نمىكند .